به نام الله پاسدار خون شهیدان
![]()

![]()


سلام به دوستداران شکوفا
برای تسریع در دیدن مطالب از مرورگر
و یا
Mozilla Firefox
استفاده نمایید.
http://shookoofa.blogfa.com


قلم شکوفا :
منتظر حضور گرم شما هستیم
![]()

![]()


سلام به دوستداران شکوفا
برای تسریع در دیدن مطالب از مرورگر
استفاده نمایید.
http://shookoofa.blogfa.com


قلم شکوفا :
منتظر حضور گرم شما هستیم

شیپورهای رسانهای
اصلاحطلبان خبر حضور بیسروصدا و پنهانی جمعی از سران پشت پرده فتنه ۸۸ به
حرم مطهر حضرت امام (ره) را رسانهای کردند و با اشاره به این سخن خاتمی
در مرقد حضرت امام(ره) که «باید کدورتهای گذشته کنار گذاشته شود»، به
برجستهسازی این موضوع پرداختند که باید بر گذشتهها صلوات فرستاد و آن همه
جنایات و خیاناتهای فتنهگران و سران آنان را کلاً به دست فراموشی سپرد
…! البته رئیسجمهور محترم نیز در سخنرانی ۲۲ بهمن، به گونهای دیگر به این
مسئله گریز زده و از آشتی ملی سخن به میان آورد!
پس از روی کار آمدن دولت یازدهم، جریان اصلاحطلب که روزنهای برای ورود
به نظام و بازسازی مجدد خود یافته است، بسیار تلاش دارد تا از بار سنگین و
ننگین فتنه ۸۸ خود را خلاصی داده و بدون پرداخت کوچکترین هزینهای، آن لکه
ننگین را از دامن خود پاک کند. از همین روست که همواره ودر مناسبتهای
مختلف، صحبت از کنار گذاشته شدن کدورتها و فراموشی فتنه ۸۸ و آشتی و… دم
میزند. البته برخی خارج از حلقه فتنه هم هستند که احیاناً ندانسته، چنین
حرفهایی بر زبان میرانند، که پاسخ به چند سوال مهم میتواند آنان را نیز
درباره واقعیات این فتنه پیچیده آگاهتر سازد! و از سویی، پس از آن میتوان
طرح آشتی ملی و کنار گذاشتن کدورتها و … را مطرح ساخت.
سوالاتی چون؛ آیا فتنه ۸۸ صرفاً یک سوءتفاهم و یا اشتباه سهوی از سوی سران
اصلاحات بوده است و اینکه، نقش کسانی که این روزها از فراموشی فتنه ۸۸ و
رفع کدورتها سخن میرانند، در فتنه ۸۸ چه بوده است و چرا آن زمان آنان به
فکر پایان دادن به فتنه نبودند؟! و اصولاً چه تضمینی وجود دارد که عاملان و
سران فتنه در آینده نیز دست به فتنهگری و حمایت از فتنهگران نزنند؟ و
البته سوال مهم و اساسیتر اینکه؛ چرا سران و عاملان فتنه، هنوز هم حاضر
نیستند توبه کنند و رسماً دروغ تقلب را رد نمایند؟!
واقعیت این است که بزرگان اصلاحات و سران پیدا و پنهان فتنه ۸۸ به خوبی
میدانند که چه کردهاند و چه هزینهها و خسارات مالی، حیثیتی و معنوی و…
بر نظام وارد کردهاند! از این رو، خیلی سعی دارند تا سطح فتنه ۸۸ را به
سوءتفاهمی ناخواسته و یا اشتباهی سهوی تنزل دهند. ضمن اینکه با کوچک کردن
سطح این فتنه بزرگ، میتوانند بدون پرداخت هیچ هزینهای، راحت و بیدردسر
مجدداً وارد نظام شوند!
سران پشتپرده فتنه که امروز دم از رفع کدورتها و فراموشی فتنه میزنند،
خود در کنار سران آشکار فتنه (موسوی و کروبی) عامل اصلی فتنه و تداوم آن
بودهاند. مجمع روحانیون مبارز، احزاب منحله اعتماد ملی، مشارکت و مجاهدین
انقلاب نقش بسزایی در این فتنه و تدوام آن داشتهاند، در حالی که
میتوانستند در همان آغاز فتنه، آن را مهار کنند، هر چند که این کار را
نکردند. پس تقاضای امروز آنان، فقط از روی ناتوانی و برای نجات خود و جریان
اصلاحات است. ضمن اینکه، هیچ تضمینی هم وجود ندارد که در صورت بازگشت
ایشان به نظام، باز شاهد فتنهگری آنان نباشیم. موید این ادعا هم، غائله ۷۸
کوی دانشگاه و فتنه عظیم ۸۸ است. که در هر دوی اینها، جریان اصلاحات و
سران آنان، حضور آشکار و علنی داشتند.
نکته مهمتر و اساسیتر در این باره اینکه؛ نمیتوان به سران فتنه و جریان
اصلاحات اعتماد کرد، چرا که ایشان با وجود آن همه جنایات و خیانتهایی که
در حق مردم و نظام و رهبری مرتکب شدهاند، تاکنون حاضر به توبه و برائت از
فتنهگریهایشان در ۸۸ نشدهاند. توبه سران پیدا و پنهان فتنه، کوچکتری
کاری است که ایشان باید انجام بدهند و پس از آن است که مردم و نظام تصمیم
مقتضی را خواهند گرفت که چگونه با آنان برخورد کنند. بازگشت بیهزینه
فتنهگران به دامان نظام، خوابی است که هیچگاه تعبیر نخواهد شد.
علی اسماعیلی






رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند:
تکیه صریح و شفاف بر اصول و ارزشهای انقلاب؛ لازمه حفظ استقلال/ اعلام مواضع در برابر دوستان و دشمنان بدون ملاحظه و پردهپوشی باشد/ ملت، مذاکرات اخیر و اظهارنظرهای بیادبانه امریکاییها را زیر نظر بگیرد.
اظهارنظرهای بی ادبانه مقامات آمریکایی برای همه، مایه عبرت است و ملت ایران باید مذاکرات اخیر و صحبت های آمریکایی ها را با دقت نظاره گر باشد. ایشان همچنین با اشاره به اینکه لازمه تأمین و حفظ استقلال، موضع گیری صریح و شفاف و بدون پرده پوشی درخصوص مبانی و ارزشهای انقلاب اسلامی و خطوط اصلی امام بزرگوار از جمله موضوع امریکا است.
ایشان یکی از این شگردها را القای «منافات داشتن استقلال با پیشرفت» بیان
کردند و افزودند: دستگاههای تبلیغاتی قدرتهای سلطه گر و عوامل داخلی آنها
تلاش دارند تا اینگونه وانمود کنند که تکیه بر منافع و هویت ملی با پیشرفت
سازگاری ندارد، بنابراین اگر کشوری بخواهد پیشرفت کند باید از میل استقلال
خواهی خود، بکاهد.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این حرف کاملاً غلط، و ساخته و پرداخته کسانی است که با استقلال کشورها مخالفند.
حضرت
آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه استقلال به معنای بداخلاقی و قهر
کردن با دنیا نیست، خاطرنشان کردند: استقلال به معنای سدّی در مقابل نفوذ
کشورهایی است که می خواهند منافع ملتها را تحت الشعاع منافع خود قرار دهند.
ایشان
لازمه تأمین و حفظ استقلال را تکیه صریح و شفاف بر مبانی، اصول و ارزشهای
انقلاب اسلامی دانستند و با اشاره به سیره امام خمینی (ره) در بیان صریح و
بدون ابهام مواضع، افزودند: امام (ره)، موضع خود را درخصوص رژیم طاغوتیِ
موروثیِ استبدادی و سلطنتی، بدون ملاحظه و پرده پوشی بیان کردند، امام (ره)
نظر خود را درباره لزوم استقرار نظام مبتنی بر اسلام و ارزشهای اسلام به
صراحت اعلام کردند، امام (ره) موضع خود را در مقابل
شبکه ی صهیونیستی خطرناکِ حاکم بر دنیا و همچنین رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی بدون هیچگونه ملاحظه ای مطرح کردند.
رهبر
انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: امام بزرگوار (ره) بدون هیچ پرده پوشی نظام
سلطه را که همان نظام بین المللی معتقد به تقسیم دنیا به «سلطه پذیر و
سلطه گر»، است، رد کردند و صریح و شفاف در مقابل تجلی واقعی این نظام سلطه
یعنی دولت امریکا، موضع گرفتند.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند:
این موارد، اصول و پایه های انقلاب اسلامی است و بعد از گذشت 35 سال، این
اصول و اهداف همچنان تغییر نکرده و نظام اسلامی با پافشاری بر این اصول و
حرکت در این مسیر به پیشرفت های حیرت انگیزی در بخشهای مختلف دست یافته و
به یک قدرت بزرگ منطقه ای و یک عنصر مؤثر بین المللی تبدیل شده است.
ایشان
افزودند: ایستادگی صریح و مستحکم ملت ایران بر اصول و مبانی انقلاب موجب
شده است که با وجود سیاست «ایران هراسی» دستگاههای تبلیغاتی وابسته به
قدرتهای مداخله گر در سالهای اخیر، اکنون ملتهای دنیا و حتی نخبگان بی غرض،
ملت ایران را به عنوان ملتی شجاع، با صداقت، هوشمند، مقاوم و صبور
بشناسند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: امروز نه تنها محبوبیت و
آبرومندی ملت ایران کاهش نیافته بلکه افزایش هم پیدا کرده است ولی در
مقابل، نفرت ملتها از امریکا بیشتر شده است.
حضرت آیت الله خامنه ای با
تأکید بر اینکه «راز ماندگاری» نظام جمهوری اسلامی ایران بر ریل انقلاب و
خطوط اصلی امام، «صراحت در اعلام مبانی و مواضع» بوده است، گفتند: به هیچ
وجه نباید این صراحت و شفافیت را دربرابر دوستان و دشمنان ملت ایران از دست
داد و مواضع جمهوری اسلامی ایران باید شفاف و صریح بیان شود.
ایشان
تأکید کردند: «تاکتیک ها و شیوه های کار» را می توان تغییر داد اما «اصول و
مبانی» باید مستحکم باقی بمانند و همین موضوع راز استحکام و پیشرفت کشور
است.
رهبر انقلاب اسلامی شناخت دقیق دوستان و دشمنان انقلاب اسلامی را
نیز مهم ارزیابی کردند و افزودند: دشمنان انقلاب، چند قدرت فاسد و بی آبرو
در دنیا هستند اما دوستان انقلاب اسلامی، همه ملتهایی هستند که شعارهای
انقلاب و پیام ایستادگی همراه با مظلومیت ملت ایران را درک کرده اند.
حضرت
آیت الله خامنه ای، «راز استحکام و اقتدار نظام اسلامی» را حمایت مردم از
نظام اسلامی و پیوستگی آنان با نظام دانستند و گفتند: مسئولان امریکایی در
مذاکرات با مسئولان کشور، می گویند ما به دنبال تغییر رژیم ایران نیستیم در
حالیکه دروغ می گویند زیرا آنها اگر توانایی این کار را داشته باشند، لحظه
ای درنگ نخواهند کرد.
ایشان افزودند: دلیل دیگر در ناتوانی امریکا در تغییر نظام اسلامی، اتکاء این نظام به ایمان ها، محبت ها و اراده های مردم است.
رهبر
انقلاب اسلامی، حضور مردم در صحنه و حمایت آنان از انقلاب و شعارها و
ارزشهای آن را بعد از گذشت دهها سال، در دنیا بی نظیر خواندند و تأکید
کردند: در روز 22 بهمن همه خواهند دید که ملت ایران بار دیگر در همه شهرها
با استحکام به صحنه خواهد آمد و اقتدار ملی خود را به جهانیان نشان خواهد
داد.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین، «راز موفقیت و پیشرفتهای ملت
ایران» را، ایستادگی و «راز امنیت ملت» را نشان دادن اقتدار ملی دانستند و
خاطرنشان کردند: یکی از مظاهر اقتدار ملی، اجتماعات عظیم مردم همچون
راهپیمایی 22 بهمن و همچنین انتخابات گوناگون است و
هنگامی که مردم اقتدار ملی را به رخ دشمن می کشند، دیگر کاری از دست دشمن بر نمی آید.
تنها راه حل مشکلات اقتصادی کشور، نگاه به ظرفیت های بیشمار درونی است و نه
نگاه به بیرون و برداشته شدن تحریم ها. به دشمن نمی توان چشم دوخت و از
دشمن نمی توان انتظار داشت.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به برخی
اظهارنظرهای مقامات امریکایی مبنی بر اظهار دوستی با ملت ایران، افزودند:
آنها در این خصوص نیز دروغ می گویند. از یک طرف می گویند با ملت ایران دوست
هستیم اما از طرف دیگر این ملت را تهدید می کنند و انتظار هم دارند که
جمهوری اسلامی از قدرت دفاعی خود بکاهد و این، واقعاً تمسخیرآمیز است.
به گزارش فرهنگ نیوز ، گروههای مسلح تروریستی سلفی تکفیری که مدعی آزادی و دموکراسی و اجرای شریعت در سوریه هستند، اقدام به اعدام دختر جوانی در انظار عمومی کردند.
فیلم
پیشروی نشان میدهد که چگونه تروریستها در ملاء عام با یک سیم فلزی
اقدام به خفه کردن دختر جوانی میکنند که به ارزشهای آزادی که آنها اشاعه
میدهند، ایمان و باور ندارد.

*جایگاه گروهکهای تروریستی در "استراتژی آمریکا"
*نقش گروههای تکفیری در پیاده کردن اهداف آمریکا
*جریان تکفیری خطری بزرگ برای دنیای اسلام است
آمریکا دریافت که گروهکهای نظامی دارای عقائد تکفیری ابزار مفیدی برای
تحقق اهداف و سیاستهای واشگتن هستند و ارتش آنرا در جنگهای نسل چهارم
یاری میرسانند. جنگهای نسل چهارم، همان نبردهایی است که در آن ارتشهای
سنتی با دشمن غیر سنتی و غیر کلاسیک روبرو میشوند. همچنین آمریکا برای
توجیه جنگافروزیهایش در فراتر از مرزهایش به این گروهکهای تکفیری نیاز
دارد... آمریکا خوب میداند که این گروهکها به سرعت وارد عرصه نبرد شده،
به آسانی مبارزه میکنند و به سادگی کشته میشوند. واشنگتن از این طریق
میتواند هر گونه اثر فکری، تاریخی و یا دینی ملتهای مخالفش را ریشه کند.
این گروهکها برای آمریکا بهترین و سریعترین راه ایجاد هرج و مرج تخریبی
به شمار میروند و این گونه بود که آمریکا این گروهکها را به عنوان یکی از
اصلیترین رکنهای استراتژیک به منظور تشکیل نظام جهانی جدید اتخاذ کرد.
بر همین اساس، ایجاد القاعده را باید تصمیم بلند مدت آمریکا و حاصل
مطالعات و تحلیل و بررسیهای واشنگتن بدانیم. آمریکا با جدیت کامل با
القاعده برخورد کرده و همه فرصتهای لازم برای پیروزی و موفقیت القاعده را
مهیا کرد و در این راه تبلیغات و رسانهها را نیز به کار گرفت. تا جایی که
همه جهان به جز عده کمی از افراد هوشیار و آگاه، در خصوص این «تولید
اسطورهای» از آن (آمریکا) پیروی کردند.
آمریکا در چهار دهه گذشته از گروهکهای مسلح دارای عقائد تکفیری استفاده
کرد. در ابتدا آنها را برای مبارزه با نیروهای اتحاد جماهیر شوروی سابق به
کار گرفت و سپس به منظور باز کردن جا پایی برای خود در کشورهای عربی تحت
عنوان مبارزه با تروریسم، این گروهکها را روانه برخی از کشورهای عربی و
اسلامی کرد. بعد از آن، واشگتن این گروهکها را به منظور ایجاد تفرقه مذهبی
و قومیتی و از بین بردن احتمال دستیابی وحدت ملی و سازندگی عراق، روانه
این کشور کرد... آمریکا سپس گروهکهای تکفیری را با مجموعههای مقاومت
اسلامی که به رویایی با اسرائیل و یا هر اشغالگر غربی دیگر بر میخیزند
یکسان برشمرد و همه آنها را سازمانهای تروریستی خواند و که بایستی آنها را
در همه عرصههای بینالمللی تحت تعقیب قرار داد.
زیرا گروهکهای نظامی دارای عقائد تکفیری به مثابه ارتش سری آمریکا بودند
که اهدافش را محقق میکردند بدون اینکه یک دلار برای آنها هزینه کند. بویژه
اینکه صندوقهای رسمی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را مأمور تأمین مالی
آنها کرد.
آمریکا استراتژی خود که بخشی از آن مبتنی بر گروهکهای تکفیری است را
موفق خواند. گروهکهایی که آنها را تروریستی خواند در ظاهر به مبارزه با
آنها برخاست. این امر باعث شد که جایگاه این گروهکها در استراتژی آمریکا
به طور فزایندهای تقویت شود. تا اینکه جرقه ارتش در سوریه بر افروخته شد؛
آمریکا دریافت که پناه بردن به دروغ «انقلاب مردمی» از تحقق اهدافش در
سوریه ناتوان است لذا به ارتش سری و مخفیانه خود روی آورد و از کشورهای
دنباله روی خود خواست؛ فعالیت این گروهکها در سوریه را تسهیل کنند.

محمد الماجد، فردی که در عملیات تروریستی اخیر لبنان از سوی نیروهای امنیتی
بازداشت شده، تبعه عربستان سعودی است. در پی انتشار این خبر شاهد آن بودیم
که تابعیت او توسط این کشور تایید شده است و عربستانیها پس از دستگیری
این شخص از سوی نیروهای لبنانی از این کشور درخواست کردهاند که وی را به
آنها تحویل دهد با این وصف که پس از بازجویی بار دیگر، او را به لبنان پس
میفرستند. البته تا زمان کنونی لبنان چنین تقاضایی را نپذیرفته است.
عربستان
بر تحویل این شخص اصرار دارد که این خود موضوع مهمی است. دولت عربستان
معتقد است محمد الماجد جزو تروریستهای مهمی است که در لیست ارائهشده از
سوی آمریکاییها وجود دارد و تحت تعقیب نیروهای بینالمللی است. البته
عربستان این شخص را بهعنوان یک تروریست به رسمیت شناخته است که خود گام
مثبتی در روند این پرونده است اما در کنار آن خواست عربستان وجود دارد که
میخواهد این شخص در خود عربستان بازجویی و محاکمه شود؛ شخصی که رهبر گروه
تکفیری عبدالله عزام بوده است.
علاوهبر این محمد الماجد رهبر یک گروه
تروریستی است که با بسیاری گروههای تندرو دیگر از جمله القاعده در ارتباط
است و با این گروهها در سوریه و عراق بیعت کرده و در این مدت با این افراد
همپیمان بوده است. عبدالله عزام در عملیاتها چه در سوریه در برابر بشار
اسد و چه در عراق با این گروهها همراه بوده است. این فرد رهبر جریانی است
که مدتی است در لبنان فعال شده است و افراد منتسب به این جریان از جمله
فردی روحانی و سنیمذهب با نام شیخاحمد الاسیر در شهر صیدای لبنان است.
این گروه مدتی پیش در این شهر علیه نیروهای مقاومت آشوب به راه انداخت که
حاصل آن کشته شدن بسیاری از لبنانیها بوده است. این جریان افراطی به مرور
زمان در حوادث متعدد لبنان، حوادث خشونتبار و افراطی مربوط به شهر طرابلس و
منطقه ضاحیه، جنوب بیروت، نقش اساسی و پررنگی ایفا کرد. آخرین اقدام آنها
هم انفجار مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران بوده است که بسیاری از مردم
بیگناه لبنانی و رایزن فرهنگی ایران در این اتفاق کشته شدند. بنا بر سابقه
فعالیت این شخص، قطعا مردم لبنان از چنین بازداشتی خرسند هستند و به نظر
میرسد اتفاقی که چندی پیش در ضاحیه به وقوع پیوست هم واکنشی انفعالی از
سوی بخشهایی از این گروه بوده است که به نشانه اعتراض و انتقام به چنین
بازداشتی صورت گرفته که این خود مهر تاییدی بر موفقیت نیروهای امنیتی لبنان
با همکاری بخشی از احزاب دولتی است.









