به نام الله پاسدار خون شهیدان




شکوفا

 


سلام به دوستداران شکوفا

برای تسریع در دیدن مطالب از مرورگر  

Google Chrome

و یا 

Mozilla Firefox

استفاده نمایید.

http://shookoofa.blogfa.com




قلم شکوفا  :   


منتظر حضور گرم شما هستیم



خواب بازگشت بی‌هزینه فتنه‌گران!


خواب بازگشت بی‌هزینه فتنه‌گران!

n00001525-b

 شیپورهای رسانه‌ای اصلاح‌طلبان خبر حضور بی‌سروصدا و پنهانی جمعی از سران پشت پرده فتنه ۸۸ به حرم مطهر حضرت امام (ره) را رسانه‌ای کردند و با اشاره به این سخن خاتمی در مرقد حضرت امام(ره) که «باید کدورت‌های گذشته کنار گذاشته شود»، به برجسته‌سازی این موضوع پرداختند که باید بر گذشته‌ها صلوات فرستاد و آن همه جنایات و خیانات‌های فتنه‌گران و سران آنان را کلاً به دست فراموشی سپرد …! البته رئیس‌جمهور محترم نیز در سخنرانی ۲۲ بهمن، به گونه‌ای دیگر به این مسئله گریز زده و از آشتی ملی سخن به میان آورد!
پس از روی کار آمدن دولت یازدهم، جریان اصلاح‌طلب که روزنه‌‌ای برای ورود به نظام و بازسازی مجدد خود یافته است، بسیار تلاش دارد تا از بار سنگین و ننگین فتنه ۸۸ خود را خلاصی داده و بدون پرداخت کوچک‌ترین هزینه‌ای، آن لکه ننگین را از دامن خود پاک کند. از همین روست که همواره ودر مناسبت‌های مختلف، صحبت از کنار گذاشته شدن کدورت‌ها و فراموشی فتنه ۸۸ و آشتی و… دم می‌زند. البته برخی خارج از حلقه فتنه هم هستند که احیاناً ندانسته، چنین حرف‌هایی بر زبان می‌رانند، که پاسخ به چند سوال مهم می‌تواند آنان را نیز درباره واقعیات این فتنه پیچیده آگاه‌تر سازد! و از سویی، پس از آن می‌توان طرح آشتی ملی و کنار گذاشتن کدورت‌ها و … را مطرح ساخت.
سوالاتی چون؛ آیا فتنه ۸۸ صرفاً یک سوءتفاهم و یا اشتباه سهوی از سوی سران اصلاحات بوده است و اینکه، نقش کسانی که این روزها از فراموشی فتنه ۸۸ و رفع کدورت‌ها سخن می‌رانند، در فتنه ۸۸ چه بوده است و چرا آن زمان آنان به فکر پایان دادن به فتنه نبودند؟! و اصولاً چه تضمینی وجود دارد که عاملان و سران فتنه در آینده نیز دست به فتنه‌گری و حمایت از فتنه‌گران نزنند؟ و البته سوال مهم و اساسی‌‌تر اینکه؛ چرا سران و عاملان فتنه، هنوز هم حاضر نیستند توبه کنند و رسماً دروغ تقلب را رد نمایند؟!
واقعیت این است که بزرگان اصلاحات و سران پیدا و پنهان فتنه ۸۸ به خوبی می‌دانند که چه کرده‌اند و چه هزینه‌ها و خسارات مالی، حیثیتی و معنوی و… بر نظام وارد کرده‌اند! از این رو، خیلی سعی دارند تا سطح فتنه ۸۸ را به سوء‌تفاهمی ناخواسته و یا اشتباهی سهوی تنزل دهند. ضمن اینکه با کوچک‌ کردن سطح این فتنه بزرگ، می‌توانند بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای، راحت و بی‌دردسر مجدداً وارد نظام شوند!
سران پشت‌پرده فتنه که امروز دم از رفع کدورت‌ها و فراموشی فتنه می‌زنند، خود در کنار سران آشکار فتنه (موسوی و کروبی) عامل اصلی فتنه و تداوم آن بوده‌اند. مجمع روحانیون مبارز، احزاب منحله اعتماد ملی، مشارکت و مجاهدین انقلاب نقش بسزایی در این فتنه و تدوام آن داشته‌اند، در حالی که می‌توانستند در همان آغاز فتنه، آن را مهار کنند، هر چند که این کار را نکردند. پس تقاضای امروز آنان، فقط از روی ناتوانی و برای نجات خود و جریان اصلاحات است. ضمن اینکه، هیچ تضمینی هم وجود ندارد که در صورت بازگشت ایشان به نظام، باز شاهد فتنه‌گری آنان نباشیم. موید این ادعا هم، غائله ۷۸ کوی دانشگاه و فتنه عظیم ۸۸ است. که در هر دوی اینها، جریان اصلاحات و سران آنان، حضور آشکار و علنی داشتند.
نکته مهم‌تر و اساسی‌تر در این باره اینکه؛ نمی‌توان به سران فتنه و جریان اصلاحات اعتماد کرد، چرا که ایشان با وجود آن همه جنایات و خیانت‌هایی که در حق مردم و نظام و رهبری مرتکب شده‌اند، تاکنون حاضر به توبه و برائت از فتنه‌گری‌های‌شان در ۸۸ نشده‌اند. توبه سران پیدا و پنهان فتنه، کوچک‌تری کاری است که ایشان باید انجام بدهند و پس از آن است که مردم و نظام تصمیم مقتضی را خواهند گرفت که چگونه با آنان برخورد کنند. بازگشت بی‌هزینه فتنه‌گران به دامان نظام، خوابی است که هیچ‌گاه تعبیر نخواهد شد.

علی اسماعیلی

سربازان و سیاست مداران آمریکایی و حضور جنگ طلبانه آنان در جهان




جنازه کودک عراقی در آغوش مادرش که در درگیری نیروهای آمریکایی در بغداد کشته شده است



کشتار مردم بیگناه ویتنام توسط نیروهای آمریکایی



کودکان افغانی قربانی حملات هوایی آمریکا



حمله هواپیماهای بدون سرنشین به پاکستان



کودکی ژاپنی در ویرانه‌های بمباران هیروشیما

ترانه «مرگ بر آمریکا» با صدای حامد زمانی +دانلود



  ترانه «مرگ بر آمریکا» با صدای حامد زمانی از طرف دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی منتشر شد.

شاعر این اثر که به مناسبت روز ۱۳ آبان تهیه شده است، «محمدمهدی سیار» و خواننده و آهنگساز حامد زمانی است و تنظیم آن را «امید رهبران» و میکس و مستر را «رضا پوررضوی» انجام داده است.

همچنین اثر دیگری در همین موضوع با عنوان «پایان شیطان» با صدای دکتر اسفندیار قره باغی از سوی دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی تولید شده است که در روز یکشنبه در شهر تبریز رونمایی می‌شود.


لینک دانلود

حجم 11.52 مگابایت

سخنان امام خامنه ای در 35 سال پیروزی انقلاب اسلامی ایران

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند:

تکیه صریح و شفاف بر اصول و ارزش‌های انقلاب؛ لازمه حفظ استقلال/ اعلام مواضع در برابر دوستان و دشمنان بدون ملاحظه و پرده‌پوشی باشد/ ملت، مذاکرات اخیر و اظهارنظرهای بی‌ادبانه امریکایی‌ها را زیر نظر بگیرد.

اظهارنظرهای بی ادبانه مقامات آمریکایی برای همه، مایه عبرت است و ملت ایران باید مذاکرات اخیر و صحبت های آمریکایی ها را با دقت نظاره گر باشد. ایشان همچنین با اشاره به اینکه لازمه تأمین و حفظ استقلال، موضع گیری صریح و شفاف و بدون پرده پوشی درخصوص مبانی و ارزشهای انقلاب اسلامی و خطوط اصلی امام بزرگوار از جمله موضوع امریکا است.

ایشان یکی از این شگردها را القای «منافات داشتن استقلال با پیشرفت» بیان کردند و افزودند: دستگاههای تبلیغاتی قدرتهای سلطه گر و عوامل داخلی آنها تلاش دارند تا اینگونه وانمود کنند که تکیه بر منافع و هویت ملی با پیشرفت سازگاری ندارد، بنابراین اگر کشوری بخواهد پیشرفت کند باید از میل استقلال خواهی خود، بکاهد.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این حرف کاملاً غلط، و ساخته و پرداخته کسانی است که با استقلال کشورها مخالفند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه استقلال به معنای بداخلاقی و قهر کردن با دنیا نیست، خاطرنشان کردند: استقلال به معنای سدّی در مقابل نفوذ کشورهایی است که می خواهند منافع ملتها را تحت الشعاع منافع خود قرار دهند.
ایشان لازمه تأمین و حفظ استقلال را تکیه صریح و شفاف بر مبانی، اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی دانستند و با اشاره به سیره امام خمینی (ره) در بیان صریح و بدون ابهام مواضع، افزودند: امام (ره)، موضع خود را درخصوص رژیم طاغوتیِ موروثیِ استبدادی و سلطنتی، بدون ملاحظه و پرده پوشی بیان کردند، امام (ره) نظر خود را درباره لزوم استقرار نظام مبتنی بر اسلام و ارزشهای اسلام به صراحت اعلام کردند، امام (ره) موضع خود را در مقابل
شبکه ی صهیونیستی خطرناکِ حاکم بر دنیا و همچنین رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی بدون هیچگونه ملاحظه ای مطرح کردند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: امام بزرگوار (ره) بدون هیچ پرده پوشی نظام سلطه را که همان نظام بین المللی معتقد به تقسیم دنیا به «سلطه پذیر و سلطه گر»، است، رد کردند و صریح و شفاف در مقابل تجلی واقعی این نظام سلطه یعنی دولت امریکا، موضع گرفتند.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: این موارد، اصول و پایه های انقلاب اسلامی است و بعد از گذشت 35 سال، این اصول و اهداف همچنان تغییر نکرده و نظام اسلامی با پافشاری بر این اصول و حرکت در این مسیر به پیشرفت های حیرت انگیزی در بخشهای مختلف دست یافته و به یک قدرت بزرگ منطقه ای و یک عنصر مؤثر بین المللی تبدیل شده است.
ایشان افزودند: ایستادگی صریح و مستحکم ملت ایران بر اصول و مبانی انقلاب موجب شده است که با وجود سیاست «ایران هراسی» دستگاههای تبلیغاتی وابسته به قدرتهای مداخله گر در سالهای اخیر، اکنون ملتهای دنیا و حتی نخبگان بی غرض، ملت ایران را به عنوان ملتی شجاع، با صداقت، هوشمند، مقاوم و صبور  بشناسند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: امروز نه تنها محبوبیت و آبرومندی ملت ایران کاهش نیافته بلکه افزایش هم پیدا کرده است ولی در مقابل، نفرت ملتها از امریکا بیشتر شده است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه «راز ماندگاری» نظام جمهوری اسلامی ایران بر ریل انقلاب و خطوط اصلی امام، «صراحت در اعلام مبانی و مواضع» بوده است، گفتند: به هیچ وجه نباید این صراحت و شفافیت را دربرابر دوستان و دشمنان ملت ایران از دست داد و مواضع جمهوری اسلامی ایران باید شفاف و صریح بیان شود.
ایشان تأکید کردند: «تاکتیک ها و شیوه های کار» را می توان تغییر داد اما «اصول و مبانی» باید مستحکم باقی بمانند و همین موضوع راز استحکام و پیشرفت کشور است.
رهبر انقلاب اسلامی شناخت دقیق دوستان و دشمنان انقلاب اسلامی را نیز مهم ارزیابی کردند و افزودند: دشمنان انقلاب، چند قدرت فاسد و بی آبرو در دنیا هستند اما دوستان انقلاب اسلامی، همه ملتهایی هستند که شعارهای انقلاب و پیام ایستادگی همراه با مظلومیت ملت ایران را درک کرده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای، «راز استحکام و اقتدار نظام اسلامی» را حمایت مردم از نظام اسلامی و پیوستگی آنان با نظام دانستند و گفتند: مسئولان امریکایی در مذاکرات با مسئولان کشور، می گویند ما به دنبال تغییر رژیم ایران نیستیم در حالیکه دروغ می گویند زیرا آنها اگر توانایی این کار را داشته باشند، لحظه ای درنگ نخواهند کرد.
ایشان افزودند: دلیل دیگر در ناتوانی امریکا در تغییر نظام اسلامی، اتکاء این نظام به ایمان ها، محبت ها و اراده های مردم است.
رهبر انقلاب اسلامی، حضور مردم در صحنه و حمایت آنان از انقلاب و شعارها و ارزشهای آن را بعد از گذشت دهها سال، در دنیا بی نظیر خواندند و تأکید کردند: در روز 22 بهمن همه خواهند دید که ملت ایران بار دیگر در همه شهرها با استحکام به صحنه خواهد آمد و اقتدار ملی خود را به جهانیان نشان خواهد داد.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین، «راز موفقیت و پیشرفتهای ملت ایران» را، ایستادگی و «راز امنیت ملت» را نشان دادن اقتدار ملی دانستند و خاطرنشان کردند: یکی از مظاهر اقتدار ملی، اجتماعات عظیم مردم همچون راهپیمایی 22 بهمن و همچنین انتخابات گوناگون است و
هنگامی که مردم اقتدار ملی را به رخ دشمن می کشند، دیگر کاری از دست دشمن بر نمی آید.

تنها راه حل مشکلات اقتصادی کشور، نگاه به ظرفیت های بیشمار درونی است و نه نگاه به بیرون و برداشته شدن تحریم ها. به دشمن نمی توان چشم دوخت و از دشمن نمی توان انتظار داشت.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به برخی اظهارنظرهای مقامات امریکایی مبنی بر اظهار دوستی با ملت ایران، افزودند: آنها در این خصوص نیز دروغ می گویند. از یک طرف می گویند با ملت ایران دوست هستیم اما از طرف دیگر این ملت را تهدید می کنند و انتظار هم دارند که جمهوری اسلامی از قدرت دفاعی خود بکاهد و این، واقعاً تمسخیرآمیز است.


اعدام دختر سوری با سیم فلزی +فیلم(18+)


جنایتی دیگر از پیروان یزید و عبیدالله ؛

اعدام دختر سوری با سیم فلزی +فیلم(18+)


مدعیان آزادی و دموکراسی در سوریه دختر جوانی را در انظار عمومی در مناطق تحت سیطره‌شان اعدام کردند.

به گزارش فرهنگ نیوز ، گروه‌های مسلح تروریستی سلفی تکفیری که مدعی آزادی و دموکراسی و اجرای شریعت در سوریه هستند، اقدام به اعدام دختر جوانی در انظار عمومی کردند.

فیلم پیش‌روی نشان می‌دهد که چگونه تروریست‌ها در ملاء عام با یک سیم فلزی اقدام به خفه کردن دختر جوانی می‌کنند که به ارزش‌های آزادی که آنها اشاعه می‌دهند، ایمان و باور ندارد.


494085_700.flv | دانلود فیلم

‌تبارشناسی خاندان پهلوی از رضا شاه پهلوی تا محمد رضا پهلوی

‌تبارشناسی خاندان پهلوی

ادامه در مطلب

ادامه نوشته

جریان تکفیری،سلفی،جبهه النصره ،گروهک داعش،ارتش آزاد سوریه و طالبان "جریان های تکفیری"



*آمریکا اتاق فکر جریان‌های تکفیری است


*جایگاه گروهک‌های تروریستی در "استراتژی آمریکا"


*نقش گروه‌های تکفیری در پیاده کردن اهداف آمریکا


*جریان تکفیری خطری بزرگ برای دنیای اسلام است


*خطر بزرگی بنام تکفیری ها در کمین افغانستان!

آمریکا دریافت که گروهک‌های نظامی دارای عقائد تکفیری ابزار مفیدی برای تحقق اهداف و سیاست‌های واشگتن هستند و ارتش آنرا در جنگ‌‌های نسل چهارم یاری می‌رسانند. جنگ‌های نسل چهارم، همان نبردهایی است که در آن ارتش‌های سنتی با دشمن غیر سنتی و غیر کلاسیک روبرو می‌شوند. همچنین آمریکا برای توجیه جنگ‌افروزی‌هایش در فراتر از مرزهایش به این گروهک‌های تکفیری نیاز دارد... آمریکا خوب می‌داند که این گروهک‌ها به سرعت وارد عرصه نبرد شده، به آسانی مبارزه می‌کنند و به سادگی کشته می‌شوند. واشنگتن از این طریق می‌تواند هر گونه اثر فکری، تاریخی و یا دینی ملت‌های مخالفش را ریشه کند. این گروهک‌ها برای آمریکا بهترین و سریع‌ترین راه ایجاد هرج و مرج تخریبی به شمار می‌روند و این گونه بود که آمریکا این گروهک‌ها را به عنوان یکی از اصلی‌ترین رکن‌های استراتژیک به منظور تشکیل نظام جهانی جدید اتخاذ کرد.

بر همین اساس،‌ ایجاد القاعده را باید تصمیم بلند مدت آمریکا و حاصل مطالعات و تحلیل و بررسی‌های واشنگتن بدانیم. آمریکا با جدیت کامل با القاعده برخورد کرده و همه فرصت‌های لازم برای پیروزی و موفقیت القاعده را مهیا کرد و در این راه تبلیغات و رسانه‌ها را نیز به کار گرفت. تا جایی که همه جهان به جز عده کمی از افراد هوشیار و آگاه، در خصوص این «تولید اسطوره‌ای» از آن (آمریکا) پیروی کردند.

آمریکا در چهار دهه گذشته از گروهک‌های مسلح دارای عقائد تکفیری استفاده کرد. در ابتدا آنها را برای مبارزه با نیروهای اتحاد جماهیر شوروی سابق به کار گرفت و سپس به منظور باز کردن جا پایی برای خود در کشورهای عربی تحت عنوان مبارزه با تروریسم، این گروهک‌ها را روانه برخی از کشورهای عربی و اسلامی کرد. بعد از آن، واشگتن این گروهک‌ها را به منظور ایجاد تفرقه مذهبی و قومیتی و از بین بردن احتمال دستیابی وحدت ملی و سازندگی عراق، روانه این کشور کرد... آمریکا سپس گروهک‌های تکفیری را با مجموعه‌های مقاومت اسلامی که به رویایی با اسرائیل و یا هر اشغالگر غربی‌ دیگر بر می‌خیزند یکسان برشمرد و همه آنها را سازمان‌های تروریستی خواند و که بایستی آنها را در همه عرصه‌های بین‌‌المللی تحت تعقیب قرار داد. زیرا گروهک‌های نظامی دارای عقائد تکفیری به مثابه ارتش سری آمریکا بودند که اهدافش را محقق می‌کردند بدون اینکه یک دلار برای آنها هزینه کند. بویژه اینکه صندوق‌های رسمی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را مأمور تأمین مالی آنها کرد.

آمریکا استراتژی خود که بخشی از آن مبتنی بر گروهک‌های تکفیری است را موفق خواند. گروهک‌هایی که آنها را تروریستی خواند در ظاهر به مبارزه با آنها برخاست. این امر باعث شد که جایگاه این گروهک‌ها در استراتژی آمریکا به طور فزاینده‌ای تقویت شود. تا اینکه جرقه ارتش در سوریه بر افروخته شد؛ آمریکا دریافت که پناه بردن به دروغ «انقلاب مردمی» از تحقق اهدافش در سوریه ناتوان است لذا به ارتش سری و مخفیانه خود روی آورد و از کشورهای دنباله روی خود خواست؛ فعالیت این گروهک‌ها در سوریه را تسهیل کنند.

اتحاد مسلمانان، عامل ایستادگی در مقابل اهداف گروه‌های تکفیری است



منبع:
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=118585

در خود افغانستان نيز شاهديم بعضا كتب گروه‌هاي تكفيري در بخش‌هايي از مرز‌هاي کشور ‌توزيع مي‌شود. توجيه انتشاردهندگان اين محصولات تكفيري آن است كه كارشان فكري است. در صورتي كه تكفيري‌ها اين كار فرهنگي را به عنوان مقدمه‌سازي براي كار تروريستي قرار داده‌اند كه طبيعتا در کشور بايد در قالب امنيت ملي با گروه‌هاي تكفيري برخورد صورت بگيرد و فعاليت شان با ممنوعيت مواجه شود.

متاسفانه گروه‌هاي تروريستي و تكفيري در حدود دو سوم مناطق مرزي افغانستان حضور مستقيم و غيرمستقيم دارند و هدف شان اين است كه محصولات فكري خود را در اين حوزه گسترش دهند كه مسوولان بايد به صورت جد، فكري به حال اين موضوع كنند.

همچنین باید یادآور شد: پدیده‏ ى تکفیر و تکفیرگرایى با روح اسلام و آموزه‏هاى نبوى همخوانى ندارد و با فرهنگ اسلامى بیگانه است و در تاریخ اسلام نه تنها نشانى از آن دیده نشده بلکه فرهنگ اسلامى از آن تبرى جسته و به مقابله با آن برخاسته است.

دولت لبنان و اهداف تکفیری‌ها در خاورمیانه

محمد الماجد، فردی که در عملیات تروریستی اخیر لبنان از سوی نیروهای امنیتی بازداشت شده، تبعه عربستان سعودی است. در پی انتشار این خبر شاهد آن بودیم که تابعیت او توسط این کشور تایید شده است و عربستانی‌ها پس از دستگیری این شخص از سوی نیروهای لبنانی از این کشور درخواست کرده‌اند که وی را به آنها تحویل دهد با این وصف که پس از بازجویی بار دیگر، او را به لبنان پس می‌فرستند. البته تا زمان کنونی لبنان چنین تقاضایی را نپذیرفته است.
عربستان بر تحویل این شخص اصرار دارد که این خود موضوع مهمی است. دولت عربستان معتقد است محمد الماجد جزو تروریست‌های مهمی است که در لیست ارائه‌شده از سوی آمریکایی‌ها وجود دارد و تحت تعقیب نیروهای بین‌المللی است. البته عربستان این شخص را به‌عنوان یک تروریست به رسمیت شناخته است که خود گام مثبتی در روند این پرونده است اما در کنار آن خواست عربستان وجود دارد که می‌خواهد این شخص در خود عربستان بازجویی و محاکمه شود؛ شخصی که رهبر گروه تکفیری عبدالله عزام بوده است.
علاوه‌بر این محمد الماجد رهبر یک گروه تروریستی است که با بسیاری گروه‌های تندرو دیگر از جمله القاعده در ارتباط است و با این گروه‌ها در سوریه و عراق بیعت کرده و در این مدت با این افراد هم‌پیمان بوده است. عبدالله عزام در عملیات‌ها چه در سوریه در برابر بشار اسد و چه در عراق با این گروه‌ها همراه بوده است. این فرد رهبر جریانی است که مدتی است در لبنان فعال شده است و افراد منتسب به این جریان از جمله فردی روحانی و سنی‌مذهب با نام شیخ‌احمد الاسیر در شهر صیدای لبنان است. این گروه مدتی پیش در این شهر علیه نیروهای مقاومت آشوب به راه انداخت که حاصل آن کشته شدن بسیاری از لبنانی‌ها بوده است. این جریان افراطی به مرور زمان در حوادث متعدد لبنان، حوادث خشونت‌بار و افراطی مربوط به شهر طرابلس و منطقه ضاحیه، جنوب بیروت، نقش اساسی و پر‌رنگی ایفا کرد. آخرین اقدام آنها هم انفجار مقابل سفارت جمهوری اسلامی ایران بوده است که بسیاری از مردم بی‌گناه لبنانی و رایزن فرهنگی ایران در این اتفاق کشته شدند. بنا بر سابقه فعالیت این شخص، قطعا مردم لبنان از چنین بازداشتی خرسند هستند و به نظر می‌رسد اتفاقی که چندی پیش در ضاحیه به وقوع پیوست هم واکنشی انفعالی از سوی بخش‌هایی از این گروه بوده است که به نشانه اعتراض و انتقام به چنین بازداشتی صورت گرفته که این خود مهر تاییدی بر موفقیت نیروهای امنیتی لبنان با همکاری بخشی از احزاب دولتی است.



مفتی وهابی : ایرانیان را می خوریم !


یک وهابی وحشی اهل عربستان، در اظهاراتی سخیفانه و به زعم خود تهدیدآمیز نسبت به ایرانیان، گفت: اگر می توانست آنان را می خورد. این اظهارات درحالی است که کارنامه خونین این انسان نماهای وحشی که چند کشور عربی آنها را تغذیه می کنند، در گوشه گوشه سوریه و عراق کاملا مشهود است.

دانلود

 5 مگابایت
کلیپ وهابی

القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر و سوریه چه می‌کند؟ + تصاویر


تا امروز، «جهاد» در سوریه موجب بزرگترین هجرت رزمندگان خارجی به یک کشور دیگر در طول تاریخ شده است. رقمی که حتی از تعداد نیروهای هجرت کرده به افغانستان در خلال جنگ با شوروی و هجرت کرده به افغانستان و عراق پس از اشغال آمریکا هم بالاتر رفته است.

به گزارش وبگردی 20:30: - در قسمت های «اول» و «دوم» این مطلب مروری داشتیم بر نحوه شکل گیری القاعده توسط بن لادن و همچنین نگاهی داشتیم به شاخه های اصلی القاعده تا پیش از فوت بن لادن یعنی شاخه عراق و جزیرة العرب. در قسمت آخر این مطلب، مروری اجمالی خواهیم داشت بر برخی دیگر از شاخه های القاعده:

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش

در مرحله فعلی، شاهد تمرکز بیشتر سازمان القاعده بر روی منطقه ی خاورمیانه و مشخصا سوریه هستیم. جنبش جهادی جهانی نشان داده که از شکست هایش در عراق، درس های لازم را آموخته است، و به همین جهت در جبهه های جنگی اش مثل سوریه، تلاش می کند که [در مناطقی که متصرف می شود] به خدمات اجتماعی هم بپردازد. کما اینکه سعی می کند با به کار بردن خشونت مفرط موجب زده شدن ساکنین سنی محلی نشود و به جای آن، تمرکز حملاتش را متوجه نیروهای نظامی و امنیتی و البته مسلمانان غیر سنی بکند. اما وضعیت شاخه های مختلف القاعده در نقاط مختلف جهان چگونه است؟


شاخه های القاعده در غرب

در تحلیل وضعیت القاعده در غرب در خلال دوره ای که پیشتر متذکر شدیم یعنی دهه بین 2001 تا 2011، باید گفت که نیروهای اسلامگرای غربی (و نیروهای اسلامگرای مهاجرت کرده به غرب) یا مستقیما به صفوف القاعده پیوستند یا آنکه خودشان اقدام به عملیانت های منفرد، منتهی با اسم سازمان القاعده نمودند. مثلا در سال 2004 در مادرید و در سال 2005 در لندن، نیروهای جذب شده به القاعده اقدام به عملیات های انتحاری در متروی این دو شهر نمودند که موجب کشته شدن صدها نفر شد.

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش
انفجار در قطاری در مادرید در سال 2004

اما در آمریکا، «مجاهدین» یا کسانی که می خواستند کارهایی از قبیل انفجارهای مادرید و لندن بکنند به دست نیروهای حکومتی گرفتار شدند و یا به دلیل تسلط آنها، نتوانستند اقدامی بکنند. یعنی در اصل، برخی تلاش ها در این راستا صورت گرفت که به دلیل عدم هماهنگی بین مسئولان خود سازمان به شکست کشیده شد. یکی از جدی ترین این طرح ها، تلاش نجیب الله زازی برای حمله به سیستم مترو در تونل های زیرزمینی نیویورک بود. این قضیه بیش از هرچیز نشانگر توان القاعده در آموزش افراد برای انجام عملیات و حمله در سرزمین مادری خودشان بود.

مجموعه این عوامل در یک دهه ی بعد از حملات یازده سبتامبر، نقاط ضعف القاعده را در محقق کردن اهدافش نشان داد و به این سازمان نشان داد که برای موفقیت باید چه چیزهایی را اصلاح کند.

بعد از ضربه شدیدی که القاعده در تورابورا در افغانستان متحمل شد، از شبکه جهانی اش که مشتکل بود از شرکت های تابع آن و نیروهای حامی اش محروم شد. فلذا، به جای برنامه ریزی و انجام حملات [ی چون یازده سبتامبر]، بخش مرکزی سازمان روی آورد به روش «گستراندن تفکر و نگاه القاعده» تا تبدیل شود به «راهنما»ی شبکه ی جهانی خود. [بدین ترتیب القاعده تلاش کرد تا از یک «سخت افزار» تبدیل به یک «نرم افزار» شود که هر کس در هر کجای جهان آن را پذیرفت، به صورت طبیعی و بدون ارتباط تشکیلاتی مشخص، عضوی از القاعده به حساب بیاید.]

بدین شکل، در ده ساله ی بعد از یازده سبتامبر القاعده سعی کرد متحول شود، تحولی که حالا در آستانه ی تکمیل نهایی است.

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش

مرحله ی مابعد بن لادن و بهار عربی

در اول ماه می 2011، آمریکا اعلام کرد که اسامه بن لادن را در پاکستان به قتل رسانده و به قول خود با این کار به تعقیب و گریزی که حدودا ده سال طول کشید پایان داده است.

با توجه به این نقطه عطف، مقر مرکزی القاعده در پاکستان از آن زمان در تسلط بر مجموعه ها و نیروها و شرکت های تابع خود دچار مشکل شد. در کنار این، حمله های هواپیماهای بدون سرنشین به مراکز القاعده و سالها فشار با عنوان مبارزه با تروریسم، از میزان جذب نیروی القاعده کم می کرد.

تنها مدت کوتاهی پس از کشته شدن بن لادن، انور العولقی هم در حمله هواپیماهای بدون سرنشین در یمن کشته شد.

اما در همین زمان، شروع شدن انقلاب ها در جهان عرب، کشته شدن رهبران القاعده را کاملا تحت الشعاع قرار داد. این سازمان که در ابتدای تأسیسش تعهد کرده بود با حمله به آمریکا یعنی «دشمن دور»، حکومت های دیکتاتوری عرب یعنی «دشمن نزدیک» را سرنگون کند، با ساقط شدن حکومت ها با انقلاب های مسالمت آمیز در تونس و مصر غافلگیر شد.

در ابتدا، این «انقلاب ها» یا «قیام ها» تهدید مستقیمی برای پیام القاعده به حساب می آمد که مبتنی بر تروریسم و خشونت بود. اما نبودِ بدیل مناسب برای حکومت های ساقط شده و سوء اداره ی حکومت های مابعد «بهار عربی»، و همچنین دخالت آمریکا و ناتو در برخی جاها و به کار افتادن دست های خارجی برای ایفای نقش در دوره ی جدید این کشورها، مجموعا فرصت بسیار مناسبی برای القاعده به وجود آورد که مجددا مسیر رو به رشدی در شمال آفریقا و خاورمیانه برای خود ترسیم کند.

این فضا موجب تولد شاخه های جدید القاعده در چند کشور شد. حالا ملت های خاورمیانه دچار خشونت مستقیم این گروه های ذیل پرچم القاعده شده اند که بارزترین آنها، همین گروه های مسلح درگیر در بحران فعلی سوریه هستند.


«انصار الشریعة» و «القاعدة در جزیرة العرب»

چنانکه در قسمت قبل گفتیم، «القاعده در جزیرة العرب» که در یمن قرار داشت، پیش از کشته شدن بن لادن تبدیل شده بود به بهترین شاخه ی القاعده کما اینکه از همان ابتدا در تلاش بود [با تصرف برخی مناطق یمن] در آنجا یک حکومت خاص به راه بیندازد. و از زمستان سال 2011 تا بهار سال 2012، «القاعده در جزیرة العرب» اقدام به تشکیل یک گروه شبه نظامی دیگر به نام «انصار الشریعة» نمود. تا بدین ترتیب بر کسب حمایت های محلی بیشتر متمرکز شود.

انصار الشریعة به زودی بر بخش هایی از یمن مسلط شد و در آنجا به عنوان مقر حکومت شروع به حکمرانی و «اقامه شریعت اسلامی» نمود.


«جنبش الشباب» در سومالی

از بازمانده های گروه اسلامگرای «اتحاد محاکم اسلامی»، «جنبش الشاب» در سومالی متولد شد. در سال 2007 محاکم اسلامی در سومالی بخش های زیادی از کشور را در اختیار داشت ولی با حمله ی ارتش اتیوپی به سومالی و و ساقط کردن حکومت محاکم اسلامی، جنبش الشباب المجاهدین [جوانان مجاهد] سردمدار مقاومت شد و به مرور زمان توانست بخش هایی در مرکز و جنوب سومالی را هم در اختیار بگیرد.

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش
کفرانس خبری جنبش الشباب

با افزوده شدن مجال حرکت و فعالیت، جنبش الشباب شروع به پایه ریزی «دولت اسلامی» و اجرای نسخه ای سخت و خشن از شریعت اسلامی نمود. در فوریه 2012 هم جنبش الشباب به صورت رسمی بیعت خود با ایمن الظواهری و ادغام خود در القاعده را اعلام نمود.

این ادغام، بیش از آنکه مایه قدرت گرفتن این گروه شود، موجب سقوطش شد و پس از آن بود که ارتش سومالی توانست کنترل اکثر شهرهای بزرگ را از دست الشباب بیرون بیاورد.

با این حال، حمله ای که در ماه سبتامبر 2013 به مرکز وست گیت در کنیا رخ داد، ثابت کرد که جنبش الشباب به رغم شکست هایی که خورده هنوز هم تهدید بزرگی به حساب می آید. [این هجوم به تلافی حضور ارتش کنیا در عملیات های ضد جنبش الشباب در سومالی صورت گرفت]

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش
بخشی از کشته ها و زخمی های حمله جنبش الشباب به مرکز تجاری وست گیت

سازمان «القاعدة در کشورهای مغرب اسلامی»

[مغرب اسلامی به کشورهای شمال و شمال غرب آفریقا گفته می شود که در اصل، غربی ترین نقاط حضور مسلمانان را تشکیل می دهد، یعنی کشورهای لیبی، تونس، الجزایر، مراکش، موریتانی و مالی].

سازمان «القاعدة در کشورهای مغرب اسلامی» که شاخه القاعده در شمال و شمال غرب آفریقاست همان گروهی است که همراه با برخی گروه های محلی تابع خود توانست در بهار سال 2012 بر شمال مالی مسلط شود. و با استفاده ی دقیق از زمان مناسب یعنی وقتی که قبایل «طوارق» بر ضد حکومت مالی شورش کرده بودند و حکومت با کودتا مواجه بود، «القاعدة در کشورهای مغرب اسلامی» توانست بر شهر اصلی شمال مالی یعنی تمبکتو مسلط شود و از آنجا راهی جنوب شود و بدین ترتیب پایتخت را مورد تهدید قرار دهد.

«القاعدة در کشورهای مغرب اسلامی» هم درست مثل جنبش الشباب، در مناطقی که تحت تسلطش بود شکل سخت و خشنی از شریعت اسلامی را به اجرا گذاشت و برای یک مدت کوتاه، این سازمان توانست بزرگترین مساحت جغرافیایی را در تاریخ سازمان القاعده و شاخه هایش به خود اختصاص دهد.

و درست مثل همانچه در یمن رخ داده بود، موفقیت ها و حکومت این شاخه هم کوتاه بود و با حمله فرانسه در سال 2013 به حکومتش پایان داده شد.

حمله ی چند وقت پیش به تأسیسات گازی اِن امیناس در الجزایر مجددا نظرها را به سازمان «القاعدة در کشورهای مغرب اسلامی» و گروه های جهادی دیگر موجود در شمال مالی جلب کرد. مسئولان امنیتی آمریکایی به احتمال برنامه ریزی این سازمان برای حملاتی دیگر به منافع غربی ها اشاره کرده اند. در کل، این مسئولین مشغول تلاشی سخت هستند تا بتوانند طبیعت پیچیده ی گروه های جهادی در آن منطقه را به درستی درک کنند.

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش
تأسیسات گازی ان امیناس بعد از هجوم نیروهای مسلح القاعده

اخیرا گزارش هایی از وجود  برخی اختلافات داخل «القاعدة در کشورهای مغرب اسلامی» به بیرون درز می کند و بسیاری، این گزارش ها را دلیلی بر سختی هایی که این سازمان با آنها روبروست می دانند.


«انصار الشریعة» در لیبی

حفره ی امنیتی ای که پس از سقوط نظام معمر قذافی در لیبی به وجود آمد تنها باعث رشد القاعده در سواحل آفریقایی مدیترانه نشد، بلکه موجب این هم شد که نیروهای تندرویی که در دوره ی قذافی قلع و قمع شده بودند از زندان ها آزاد شوند.

نام انصار الشریعة که نام گروهی تندرو در یمن بود که ذیل گروه «القاعدة در جزیرة العرب» فعالیت می کرد این بار در شرق لیبی هم به گوش ها رسید. شرق لیبی محل سابق سازمانی اسلامگرا بود با نام «جماعت مبارز اسلامی لیبیایی». این جماعت مشهور بود به اینکه تعداد زیادی نیروی رزمنده را به عراق صادر کرده است.

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش
جسد سفیر آمریکا در لیبی که در حمله به کنسولگری آمریکا در بنغازی کشته شد

گروه انصار الشریعه لیبی وقتی معروف شد که نامش در قضیه حمله به کنسولگری آمریکا در بنغازی در سال 2012 به میان آمد، حمله ای که موجب کشته شدن سفیر آمریکا در لیبی کریس استیونز شد.

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش
تصویر سه نفر از مهاجمین، حین حمله به کنسولگری آمریکا در بنغازی

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش
صحنه ای از حمله به کنسولگری آمریکا در بنغازی

سازمان «القاعدة در شبه جزیره سیناء»

سقوط نظام رئیس جمهور مخلوع حسنی مبارک، گروه اخوان المسلمین را به قدرت رساند و فرصتی فراهم کرد که ایمن الظواهری مصری گمان کند می تواند دوباره به عرصه ی مصر بازگردد. از اول سال 2012 هسته های القاعده در قاهره دست از فعالیت کشیده و فعالان این سازمان در شبه جزیره سینا هم فعالیتشان را کم کرده بودند.

اما سرنگون کردن رئیس جمهور معزول محمد مرسی در سوم جولای 2013 از طرف ارتش مصر موجب شد که عملیات های خشن بر ضد ارتش مصر از طرف گروه های تندرو در سینا مجددا شروع شود. چیزی که موجب شد ارتش هم آماده ریشه کنی آنها در سینا شود [و در همین راستا شروع به انجام عملیات های گسترده ای بر ضد آنها کرده است].


«جبهة النصرة لاهل الشام» [جبهه یاری اهالی شام] و «دولت اسلامی عراق و شام» [داعش] در سوریه

هیچ نبردی نمی تواند فرصتی بهتر از آنچه نبرد سوریه برای القاعده ایجاد کرده ایجاد کند. مردم سوریه دو سال است که دچار مشکلات ناشی از ورود نیروهای تندروی وابسته به القاعده به کشورشان هستند. نیروهایی که پس از ورود به درگیری های سوریه، تبدیل به نیروی اصلی جنگ ضد نظام سوریه شده اند.

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش

تا امروز، «جهاد» در سوریه موجب بزرگترین هجرت رزمندگان خارجی به یک کشور دیگر در طول تاریخ شده است. رقمی که حتی از تعداد نیروهای هجرت کرده به افغانستان در خلال جنگ با شوروی و هجرت کرده به افغانستان و عراق پس از اشغال آمریکا هم بالاتر رفته است.

جبهة النصرة اولین حرکت «جهادی» به وجود آمده در قضیه سوریه بود، ولی امتداد القاعده ی عراق به سوریه (که رسما هم در مقابل جبهة النصرة ایستاد هم مقابل فرمان ایمن الظواهری که دستور داده بود فقط جبهة النصرة، شاخه القاعده در سوریه باشد) موجب تبدیل دولت اسلامی عراق (یعنی همان شاخه ی القاعده در عراق) به «دولت اسلامی عراق و شام» شد، گروهی که می خواست بر «جهاد» در سوریه هم مسلط شود.

اگرچه ستاره اقبال این گروه رو به صعود بود، ولی بدرفتاری هایی که با مردم داشت و همزمان با آن، استراتژی جهانی برای محدود کردن نفوذ آن موجب شده که با طرح آن برای تبدیل منطق شمالی سوریه (که در اختیارش است) به یک «امارت اسلامی» مخالفت شود. و این همین چیزی است که موجب همین درگیری اخیر بین این گروه با گروه های دیگری شده است که در آغاز از او حمایت می کردند و حالا در تلاشند تا آن را عقب برانند.

نیروهای رزمنده داعش بین پنج تا شش هزار نفر تخمین زده می شود. این یعنی اینکه تعداد نفرات داعش بسیار کمتر از گروه های مسلح دیگر سوریه است (مثلا همین جبهه اسلامی که اخیرا تشکیل شد و به این افتخار می کند که چیزی بین پانزده تا بیست هزار نفر رزمنده دارد)، اما داعش از یک خصوصیت مهم برخوردار است و آن اینکه بسیاری از نیروهایش در عملیات های سابق «جهادی» از جمله در عراق و افغانستان و یمن و لیبی شرکت داشته اند.
منبع:مشرق