به نام الله پاسدار خون شهیدان




شکوفا

 


سلام به دوستداران شکوفا

برای تسریع در دیدن مطالب از مرورگر  

Google Chrome

و یا 

Mozilla Firefox

استفاده نمایید.

http://shookoofa.blogfa.com




قلم شکوفا  :   


منتظر حضور گرم شما هستیم



خواب بازگشت بی‌هزینه فتنه‌گران!


خواب بازگشت بی‌هزینه فتنه‌گران!

n00001525-b

 شیپورهای رسانه‌ای اصلاح‌طلبان خبر حضور بی‌سروصدا و پنهانی جمعی از سران پشت پرده فتنه ۸۸ به حرم مطهر حضرت امام (ره) را رسانه‌ای کردند و با اشاره به این سخن خاتمی در مرقد حضرت امام(ره) که «باید کدورت‌های گذشته کنار گذاشته شود»، به برجسته‌سازی این موضوع پرداختند که باید بر گذشته‌ها صلوات فرستاد و آن همه جنایات و خیانات‌های فتنه‌گران و سران آنان را کلاً به دست فراموشی سپرد …! البته رئیس‌جمهور محترم نیز در سخنرانی ۲۲ بهمن، به گونه‌ای دیگر به این مسئله گریز زده و از آشتی ملی سخن به میان آورد!
پس از روی کار آمدن دولت یازدهم، جریان اصلاح‌طلب که روزنه‌‌ای برای ورود به نظام و بازسازی مجدد خود یافته است، بسیار تلاش دارد تا از بار سنگین و ننگین فتنه ۸۸ خود را خلاصی داده و بدون پرداخت کوچک‌ترین هزینه‌ای، آن لکه ننگین را از دامن خود پاک کند. از همین روست که همواره ودر مناسبت‌های مختلف، صحبت از کنار گذاشته شدن کدورت‌ها و فراموشی فتنه ۸۸ و آشتی و… دم می‌زند. البته برخی خارج از حلقه فتنه هم هستند که احیاناً ندانسته، چنین حرف‌هایی بر زبان می‌رانند، که پاسخ به چند سوال مهم می‌تواند آنان را نیز درباره واقعیات این فتنه پیچیده آگاه‌تر سازد! و از سویی، پس از آن می‌توان طرح آشتی ملی و کنار گذاشتن کدورت‌ها و … را مطرح ساخت.
سوالاتی چون؛ آیا فتنه ۸۸ صرفاً یک سوءتفاهم و یا اشتباه سهوی از سوی سران اصلاحات بوده است و اینکه، نقش کسانی که این روزها از فراموشی فتنه ۸۸ و رفع کدورت‌ها سخن می‌رانند، در فتنه ۸۸ چه بوده است و چرا آن زمان آنان به فکر پایان دادن به فتنه نبودند؟! و اصولاً چه تضمینی وجود دارد که عاملان و سران فتنه در آینده نیز دست به فتنه‌گری و حمایت از فتنه‌گران نزنند؟ و البته سوال مهم و اساسی‌‌تر اینکه؛ چرا سران و عاملان فتنه، هنوز هم حاضر نیستند توبه کنند و رسماً دروغ تقلب را رد نمایند؟!
واقعیت این است که بزرگان اصلاحات و سران پیدا و پنهان فتنه ۸۸ به خوبی می‌دانند که چه کرده‌اند و چه هزینه‌ها و خسارات مالی، حیثیتی و معنوی و… بر نظام وارد کرده‌اند! از این رو، خیلی سعی دارند تا سطح فتنه ۸۸ را به سوء‌تفاهمی ناخواسته و یا اشتباهی سهوی تنزل دهند. ضمن اینکه با کوچک‌ کردن سطح این فتنه بزرگ، می‌توانند بدون پرداخت هیچ هزینه‌ای، راحت و بی‌دردسر مجدداً وارد نظام شوند!
سران پشت‌پرده فتنه که امروز دم از رفع کدورت‌ها و فراموشی فتنه می‌زنند، خود در کنار سران آشکار فتنه (موسوی و کروبی) عامل اصلی فتنه و تداوم آن بوده‌اند. مجمع روحانیون مبارز، احزاب منحله اعتماد ملی، مشارکت و مجاهدین انقلاب نقش بسزایی در این فتنه و تدوام آن داشته‌اند، در حالی که می‌توانستند در همان آغاز فتنه، آن را مهار کنند، هر چند که این کار را نکردند. پس تقاضای امروز آنان، فقط از روی ناتوانی و برای نجات خود و جریان اصلاحات است. ضمن اینکه، هیچ تضمینی هم وجود ندارد که در صورت بازگشت ایشان به نظام، باز شاهد فتنه‌گری آنان نباشیم. موید این ادعا هم، غائله ۷۸ کوی دانشگاه و فتنه عظیم ۸۸ است. که در هر دوی اینها، جریان اصلاحات و سران آنان، حضور آشکار و علنی داشتند.
نکته مهم‌تر و اساسی‌تر در این باره اینکه؛ نمی‌توان به سران فتنه و جریان اصلاحات اعتماد کرد، چرا که ایشان با وجود آن همه جنایات و خیانت‌هایی که در حق مردم و نظام و رهبری مرتکب شده‌اند، تاکنون حاضر به توبه و برائت از فتنه‌گری‌های‌شان در ۸۸ نشده‌اند. توبه سران پیدا و پنهان فتنه، کوچک‌تری کاری است که ایشان باید انجام بدهند و پس از آن است که مردم و نظام تصمیم مقتضی را خواهند گرفت که چگونه با آنان برخورد کنند. بازگشت بی‌هزینه فتنه‌گران به دامان نظام، خوابی است که هیچ‌گاه تعبیر نخواهد شد.

علی اسماعیلی

سخنان امام خامنه ای در 35 سال پیروزی انقلاب اسلامی ایران

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند:

تکیه صریح و شفاف بر اصول و ارزش‌های انقلاب؛ لازمه حفظ استقلال/ اعلام مواضع در برابر دوستان و دشمنان بدون ملاحظه و پرده‌پوشی باشد/ ملت، مذاکرات اخیر و اظهارنظرهای بی‌ادبانه امریکایی‌ها را زیر نظر بگیرد.

اظهارنظرهای بی ادبانه مقامات آمریکایی برای همه، مایه عبرت است و ملت ایران باید مذاکرات اخیر و صحبت های آمریکایی ها را با دقت نظاره گر باشد. ایشان همچنین با اشاره به اینکه لازمه تأمین و حفظ استقلال، موضع گیری صریح و شفاف و بدون پرده پوشی درخصوص مبانی و ارزشهای انقلاب اسلامی و خطوط اصلی امام بزرگوار از جمله موضوع امریکا است.

ایشان یکی از این شگردها را القای «منافات داشتن استقلال با پیشرفت» بیان کردند و افزودند: دستگاههای تبلیغاتی قدرتهای سلطه گر و عوامل داخلی آنها تلاش دارند تا اینگونه وانمود کنند که تکیه بر منافع و هویت ملی با پیشرفت سازگاری ندارد، بنابراین اگر کشوری بخواهد پیشرفت کند باید از میل استقلال خواهی خود، بکاهد.
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: این حرف کاملاً غلط، و ساخته و پرداخته کسانی است که با استقلال کشورها مخالفند.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه استقلال به معنای بداخلاقی و قهر کردن با دنیا نیست، خاطرنشان کردند: استقلال به معنای سدّی در مقابل نفوذ کشورهایی است که می خواهند منافع ملتها را تحت الشعاع منافع خود قرار دهند.
ایشان لازمه تأمین و حفظ استقلال را تکیه صریح و شفاف بر مبانی، اصول و ارزشهای انقلاب اسلامی دانستند و با اشاره به سیره امام خمینی (ره) در بیان صریح و بدون ابهام مواضع، افزودند: امام (ره)، موضع خود را درخصوص رژیم طاغوتیِ موروثیِ استبدادی و سلطنتی، بدون ملاحظه و پرده پوشی بیان کردند، امام (ره) نظر خود را درباره لزوم استقرار نظام مبتنی بر اسلام و ارزشهای اسلام به صراحت اعلام کردند، امام (ره) موضع خود را در مقابل
شبکه ی صهیونیستی خطرناکِ حاکم بر دنیا و همچنین رژیم جعلی و غاصب صهیونیستی بدون هیچگونه ملاحظه ای مطرح کردند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: امام بزرگوار (ره) بدون هیچ پرده پوشی نظام سلطه را که همان نظام بین المللی معتقد به تقسیم دنیا به «سلطه پذیر و سلطه گر»، است، رد کردند و صریح و شفاف در مقابل تجلی واقعی این نظام سلطه یعنی دولت امریکا، موضع گرفتند.
حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: این موارد، اصول و پایه های انقلاب اسلامی است و بعد از گذشت 35 سال، این اصول و اهداف همچنان تغییر نکرده و نظام اسلامی با پافشاری بر این اصول و حرکت در این مسیر به پیشرفت های حیرت انگیزی در بخشهای مختلف دست یافته و به یک قدرت بزرگ منطقه ای و یک عنصر مؤثر بین المللی تبدیل شده است.
ایشان افزودند: ایستادگی صریح و مستحکم ملت ایران بر اصول و مبانی انقلاب موجب شده است که با وجود سیاست «ایران هراسی» دستگاههای تبلیغاتی وابسته به قدرتهای مداخله گر در سالهای اخیر، اکنون ملتهای دنیا و حتی نخبگان بی غرض، ملت ایران را به عنوان ملتی شجاع، با صداقت، هوشمند، مقاوم و صبور  بشناسند.
رهبر انقلاب اسلامی خاطرنشان کردند: امروز نه تنها محبوبیت و آبرومندی ملت ایران کاهش نیافته بلکه افزایش هم پیدا کرده است ولی در مقابل، نفرت ملتها از امریکا بیشتر شده است.
حضرت آیت الله خامنه ای با تأکید بر اینکه «راز ماندگاری» نظام جمهوری اسلامی ایران بر ریل انقلاب و خطوط اصلی امام، «صراحت در اعلام مبانی و مواضع» بوده است، گفتند: به هیچ وجه نباید این صراحت و شفافیت را دربرابر دوستان و دشمنان ملت ایران از دست داد و مواضع جمهوری اسلامی ایران باید شفاف و صریح بیان شود.
ایشان تأکید کردند: «تاکتیک ها و شیوه های کار» را می توان تغییر داد اما «اصول و مبانی» باید مستحکم باقی بمانند و همین موضوع راز استحکام و پیشرفت کشور است.
رهبر انقلاب اسلامی شناخت دقیق دوستان و دشمنان انقلاب اسلامی را نیز مهم ارزیابی کردند و افزودند: دشمنان انقلاب، چند قدرت فاسد و بی آبرو در دنیا هستند اما دوستان انقلاب اسلامی، همه ملتهایی هستند که شعارهای انقلاب و پیام ایستادگی همراه با مظلومیت ملت ایران را درک کرده اند.
حضرت آیت الله خامنه ای، «راز استحکام و اقتدار نظام اسلامی» را حمایت مردم از نظام اسلامی و پیوستگی آنان با نظام دانستند و گفتند: مسئولان امریکایی در مذاکرات با مسئولان کشور، می گویند ما به دنبال تغییر رژیم ایران نیستیم در حالیکه دروغ می گویند زیرا آنها اگر توانایی این کار را داشته باشند، لحظه ای درنگ نخواهند کرد.
ایشان افزودند: دلیل دیگر در ناتوانی امریکا در تغییر نظام اسلامی، اتکاء این نظام به ایمان ها، محبت ها و اراده های مردم است.
رهبر انقلاب اسلامی، حضور مردم در صحنه و حمایت آنان از انقلاب و شعارها و ارزشهای آن را بعد از گذشت دهها سال، در دنیا بی نظیر خواندند و تأکید کردند: در روز 22 بهمن همه خواهند دید که ملت ایران بار دیگر در همه شهرها با استحکام به صحنه خواهد آمد و اقتدار ملی خود را به جهانیان نشان خواهد داد.
حضرت آیت الله خامنه ای همچنین، «راز موفقیت و پیشرفتهای ملت ایران» را، ایستادگی و «راز امنیت ملت» را نشان دادن اقتدار ملی دانستند و خاطرنشان کردند: یکی از مظاهر اقتدار ملی، اجتماعات عظیم مردم همچون راهپیمایی 22 بهمن و همچنین انتخابات گوناگون است و
هنگامی که مردم اقتدار ملی را به رخ دشمن می کشند، دیگر کاری از دست دشمن بر نمی آید.

تنها راه حل مشکلات اقتصادی کشور، نگاه به ظرفیت های بیشمار درونی است و نه نگاه به بیرون و برداشته شدن تحریم ها. به دشمن نمی توان چشم دوخت و از دشمن نمی توان انتظار داشت.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین با اشاره به برخی اظهارنظرهای مقامات امریکایی مبنی بر اظهار دوستی با ملت ایران، افزودند: آنها در این خصوص نیز دروغ می گویند. از یک طرف می گویند با ملت ایران دوست هستیم اما از طرف دیگر این ملت را تهدید می کنند و انتظار هم دارند که جمهوری اسلامی از قدرت دفاعی خود بکاهد و این، واقعاً تمسخیرآمیز است.


‌تبارشناسی خاندان پهلوی از رضا شاه پهلوی تا محمد رضا پهلوی

‌تبارشناسی خاندان پهلوی

ادامه در مطلب

ادامه نوشته

القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر و سوریه چه می‌کند؟ + تصاویر


تا امروز، «جهاد» در سوریه موجب بزرگترین هجرت رزمندگان خارجی به یک کشور دیگر در طول تاریخ شده است. رقمی که حتی از تعداد نیروهای هجرت کرده به افغانستان در خلال جنگ با شوروی و هجرت کرده به افغانستان و عراق پس از اشغال آمریکا هم بالاتر رفته است.

به گزارش وبگردی 20:30: - در قسمت های «اول» و «دوم» این مطلب مروری داشتیم بر نحوه شکل گیری القاعده توسط بن لادن و همچنین نگاهی داشتیم به شاخه های اصلی القاعده تا پیش از فوت بن لادن یعنی شاخه عراق و جزیرة العرب. در قسمت آخر این مطلب، مروری اجمالی خواهیم داشت بر برخی دیگر از شاخه های القاعده:

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش

در مرحله فعلی، شاهد تمرکز بیشتر سازمان القاعده بر روی منطقه ی خاورمیانه و مشخصا سوریه هستیم. جنبش جهادی جهانی نشان داده که از شکست هایش در عراق، درس های لازم را آموخته است، و به همین جهت در جبهه های جنگی اش مثل سوریه، تلاش می کند که [در مناطقی که متصرف می شود] به خدمات اجتماعی هم بپردازد. کما اینکه سعی می کند با به کار بردن خشونت مفرط موجب زده شدن ساکنین سنی محلی نشود و به جای آن، تمرکز حملاتش را متوجه نیروهای نظامی و امنیتی و البته مسلمانان غیر سنی بکند. اما وضعیت شاخه های مختلف القاعده در نقاط مختلف جهان چگونه است؟


شاخه های القاعده در غرب

در تحلیل وضعیت القاعده در غرب در خلال دوره ای که پیشتر متذکر شدیم یعنی دهه بین 2001 تا 2011، باید گفت که نیروهای اسلامگرای غربی (و نیروهای اسلامگرای مهاجرت کرده به غرب) یا مستقیما به صفوف القاعده پیوستند یا آنکه خودشان اقدام به عملیانت های منفرد، منتهی با اسم سازمان القاعده نمودند. مثلا در سال 2004 در مادرید و در سال 2005 در لندن، نیروهای جذب شده به القاعده اقدام به عملیات های انتحاری در متروی این دو شهر نمودند که موجب کشته شدن صدها نفر شد.

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش
انفجار در قطاری در مادرید در سال 2004

اما در آمریکا، «مجاهدین» یا کسانی که می خواستند کارهایی از قبیل انفجارهای مادرید و لندن بکنند به دست نیروهای حکومتی گرفتار شدند و یا به دلیل تسلط آنها، نتوانستند اقدامی بکنند. یعنی در اصل، برخی تلاش ها در این راستا صورت گرفت که به دلیل عدم هماهنگی بین مسئولان خود سازمان به شکست کشیده شد. یکی از جدی ترین این طرح ها، تلاش نجیب الله زازی برای حمله به سیستم مترو در تونل های زیرزمینی نیویورک بود. این قضیه بیش از هرچیز نشانگر توان القاعده در آموزش افراد برای انجام عملیات و حمله در سرزمین مادری خودشان بود.

مجموعه این عوامل در یک دهه ی بعد از حملات یازده سبتامبر، نقاط ضعف القاعده را در محقق کردن اهدافش نشان داد و به این سازمان نشان داد که برای موفقیت باید چه چیزهایی را اصلاح کند.

بعد از ضربه شدیدی که القاعده در تورابورا در افغانستان متحمل شد، از شبکه جهانی اش که مشتکل بود از شرکت های تابع آن و نیروهای حامی اش محروم شد. فلذا، به جای برنامه ریزی و انجام حملات [ی چون یازده سبتامبر]، بخش مرکزی سازمان روی آورد به روش «گستراندن تفکر و نگاه القاعده» تا تبدیل شود به «راهنما»ی شبکه ی جهانی خود. [بدین ترتیب القاعده تلاش کرد تا از یک «سخت افزار» تبدیل به یک «نرم افزار» شود که هر کس در هر کجای جهان آن را پذیرفت، به صورت طبیعی و بدون ارتباط تشکیلاتی مشخص، عضوی از القاعده به حساب بیاید.]

بدین شکل، در ده ساله ی بعد از یازده سبتامبر القاعده سعی کرد متحول شود، تحولی که حالا در آستانه ی تکمیل نهایی است.

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش

مرحله ی مابعد بن لادن و بهار عربی

در اول ماه می 2011، آمریکا اعلام کرد که اسامه بن لادن را در پاکستان به قتل رسانده و به قول خود با این کار به تعقیب و گریزی که حدودا ده سال طول کشید پایان داده است.

با توجه به این نقطه عطف، مقر مرکزی القاعده در پاکستان از آن زمان در تسلط بر مجموعه ها و نیروها و شرکت های تابع خود دچار مشکل شد. در کنار این، حمله های هواپیماهای بدون سرنشین به مراکز القاعده و سالها فشار با عنوان مبارزه با تروریسم، از میزان جذب نیروی القاعده کم می کرد.

تنها مدت کوتاهی پس از کشته شدن بن لادن، انور العولقی هم در حمله هواپیماهای بدون سرنشین در یمن کشته شد.

اما در همین زمان، شروع شدن انقلاب ها در جهان عرب، کشته شدن رهبران القاعده را کاملا تحت الشعاع قرار داد. این سازمان که در ابتدای تأسیسش تعهد کرده بود با حمله به آمریکا یعنی «دشمن دور»، حکومت های دیکتاتوری عرب یعنی «دشمن نزدیک» را سرنگون کند، با ساقط شدن حکومت ها با انقلاب های مسالمت آمیز در تونس و مصر غافلگیر شد.

در ابتدا، این «انقلاب ها» یا «قیام ها» تهدید مستقیمی برای پیام القاعده به حساب می آمد که مبتنی بر تروریسم و خشونت بود. اما نبودِ بدیل مناسب برای حکومت های ساقط شده و سوء اداره ی حکومت های مابعد «بهار عربی»، و همچنین دخالت آمریکا و ناتو در برخی جاها و به کار افتادن دست های خارجی برای ایفای نقش در دوره ی جدید این کشورها، مجموعا فرصت بسیار مناسبی برای القاعده به وجود آورد که مجددا مسیر رو به رشدی در شمال آفریقا و خاورمیانه برای خود ترسیم کند.

این فضا موجب تولد شاخه های جدید القاعده در چند کشور شد. حالا ملت های خاورمیانه دچار خشونت مستقیم این گروه های ذیل پرچم القاعده شده اند که بارزترین آنها، همین گروه های مسلح درگیر در بحران فعلی سوریه هستند.


«انصار الشریعة» و «القاعدة در جزیرة العرب»

چنانکه در قسمت قبل گفتیم، «القاعده در جزیرة العرب» که در یمن قرار داشت، پیش از کشته شدن بن لادن تبدیل شده بود به بهترین شاخه ی القاعده کما اینکه از همان ابتدا در تلاش بود [با تصرف برخی مناطق یمن] در آنجا یک حکومت خاص به راه بیندازد. و از زمستان سال 2011 تا بهار سال 2012، «القاعده در جزیرة العرب» اقدام به تشکیل یک گروه شبه نظامی دیگر به نام «انصار الشریعة» نمود. تا بدین ترتیب بر کسب حمایت های محلی بیشتر متمرکز شود.

انصار الشریعة به زودی بر بخش هایی از یمن مسلط شد و در آنجا به عنوان مقر حکومت شروع به حکمرانی و «اقامه شریعت اسلامی» نمود.


«جنبش الشباب» در سومالی

از بازمانده های گروه اسلامگرای «اتحاد محاکم اسلامی»، «جنبش الشاب» در سومالی متولد شد. در سال 2007 محاکم اسلامی در سومالی بخش های زیادی از کشور را در اختیار داشت ولی با حمله ی ارتش اتیوپی به سومالی و و ساقط کردن حکومت محاکم اسلامی، جنبش الشباب المجاهدین [جوانان مجاهد] سردمدار مقاومت شد و به مرور زمان توانست بخش هایی در مرکز و جنوب سومالی را هم در اختیار بگیرد.

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش
کفرانس خبری جنبش الشباب

با افزوده شدن مجال حرکت و فعالیت، جنبش الشباب شروع به پایه ریزی «دولت اسلامی» و اجرای نسخه ای سخت و خشن از شریعت اسلامی نمود. در فوریه 2012 هم جنبش الشباب به صورت رسمی بیعت خود با ایمن الظواهری و ادغام خود در القاعده را اعلام نمود.

این ادغام، بیش از آنکه مایه قدرت گرفتن این گروه شود، موجب سقوطش شد و پس از آن بود که ارتش سومالی توانست کنترل اکثر شهرهای بزرگ را از دست الشباب بیرون بیاورد.

با این حال، حمله ای که در ماه سبتامبر 2013 به مرکز وست گیت در کنیا رخ داد، ثابت کرد که جنبش الشباب به رغم شکست هایی که خورده هنوز هم تهدید بزرگی به حساب می آید. [این هجوم به تلافی حضور ارتش کنیا در عملیات های ضد جنبش الشباب در سومالی صورت گرفت]

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش
بخشی از کشته ها و زخمی های حمله جنبش الشباب به مرکز تجاری وست گیت

سازمان «القاعدة در کشورهای مغرب اسلامی»

[مغرب اسلامی به کشورهای شمال و شمال غرب آفریقا گفته می شود که در اصل، غربی ترین نقاط حضور مسلمانان را تشکیل می دهد، یعنی کشورهای لیبی، تونس، الجزایر، مراکش، موریتانی و مالی].

سازمان «القاعدة در کشورهای مغرب اسلامی» که شاخه القاعده در شمال و شمال غرب آفریقاست همان گروهی است که همراه با برخی گروه های محلی تابع خود توانست در بهار سال 2012 بر شمال مالی مسلط شود. و با استفاده ی دقیق از زمان مناسب یعنی وقتی که قبایل «طوارق» بر ضد حکومت مالی شورش کرده بودند و حکومت با کودتا مواجه بود، «القاعدة در کشورهای مغرب اسلامی» توانست بر شهر اصلی شمال مالی یعنی تمبکتو مسلط شود و از آنجا راهی جنوب شود و بدین ترتیب پایتخت را مورد تهدید قرار دهد.

«القاعدة در کشورهای مغرب اسلامی» هم درست مثل جنبش الشباب، در مناطقی که تحت تسلطش بود شکل سخت و خشنی از شریعت اسلامی را به اجرا گذاشت و برای یک مدت کوتاه، این سازمان توانست بزرگترین مساحت جغرافیایی را در تاریخ سازمان القاعده و شاخه هایش به خود اختصاص دهد.

و درست مثل همانچه در یمن رخ داده بود، موفقیت ها و حکومت این شاخه هم کوتاه بود و با حمله فرانسه در سال 2013 به حکومتش پایان داده شد.

حمله ی چند وقت پیش به تأسیسات گازی اِن امیناس در الجزایر مجددا نظرها را به سازمان «القاعدة در کشورهای مغرب اسلامی» و گروه های جهادی دیگر موجود در شمال مالی جلب کرد. مسئولان امنیتی آمریکایی به احتمال برنامه ریزی این سازمان برای حملاتی دیگر به منافع غربی ها اشاره کرده اند. در کل، این مسئولین مشغول تلاشی سخت هستند تا بتوانند طبیعت پیچیده ی گروه های جهادی در آن منطقه را به درستی درک کنند.

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش
تأسیسات گازی ان امیناس بعد از هجوم نیروهای مسلح القاعده

اخیرا گزارش هایی از وجود  برخی اختلافات داخل «القاعدة در کشورهای مغرب اسلامی» به بیرون درز می کند و بسیاری، این گزارش ها را دلیلی بر سختی هایی که این سازمان با آنها روبروست می دانند.


«انصار الشریعة» در لیبی

حفره ی امنیتی ای که پس از سقوط نظام معمر قذافی در لیبی به وجود آمد تنها باعث رشد القاعده در سواحل آفریقایی مدیترانه نشد، بلکه موجب این هم شد که نیروهای تندرویی که در دوره ی قذافی قلع و قمع شده بودند از زندان ها آزاد شوند.

نام انصار الشریعة که نام گروهی تندرو در یمن بود که ذیل گروه «القاعدة در جزیرة العرب» فعالیت می کرد این بار در شرق لیبی هم به گوش ها رسید. شرق لیبی محل سابق سازمانی اسلامگرا بود با نام «جماعت مبارز اسلامی لیبیایی». این جماعت مشهور بود به اینکه تعداد زیادی نیروی رزمنده را به عراق صادر کرده است.

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش
جسد سفیر آمریکا در لیبی که در حمله به کنسولگری آمریکا در بنغازی کشته شد

گروه انصار الشریعه لیبی وقتی معروف شد که نامش در قضیه حمله به کنسولگری آمریکا در بنغازی در سال 2012 به میان آمد، حمله ای که موجب کشته شدن سفیر آمریکا در لیبی کریس استیونز شد.

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش
تصویر سه نفر از مهاجمین، حین حمله به کنسولگری آمریکا در بنغازی

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش
صحنه ای از حمله به کنسولگری آمریکا در بنغازی

سازمان «القاعدة در شبه جزیره سیناء»

سقوط نظام رئیس جمهور مخلوع حسنی مبارک، گروه اخوان المسلمین را به قدرت رساند و فرصتی فراهم کرد که ایمن الظواهری مصری گمان کند می تواند دوباره به عرصه ی مصر بازگردد. از اول سال 2012 هسته های القاعده در قاهره دست از فعالیت کشیده و فعالان این سازمان در شبه جزیره سینا هم فعالیتشان را کم کرده بودند.

اما سرنگون کردن رئیس جمهور معزول محمد مرسی در سوم جولای 2013 از طرف ارتش مصر موجب شد که عملیات های خشن بر ضد ارتش مصر از طرف گروه های تندرو در سینا مجددا شروع شود. چیزی که موجب شد ارتش هم آماده ریشه کنی آنها در سینا شود [و در همین راستا شروع به انجام عملیات های گسترده ای بر ضد آنها کرده است].


«جبهة النصرة لاهل الشام» [جبهه یاری اهالی شام] و «دولت اسلامی عراق و شام» [داعش] در سوریه

هیچ نبردی نمی تواند فرصتی بهتر از آنچه نبرد سوریه برای القاعده ایجاد کرده ایجاد کند. مردم سوریه دو سال است که دچار مشکلات ناشی از ورود نیروهای تندروی وابسته به القاعده به کشورشان هستند. نیروهایی که پس از ورود به درگیری های سوریه، تبدیل به نیروی اصلی جنگ ضد نظام سوریه شده اند.

شاخه های القاعده در اروپا، لیبی، سومالی، مصر، شمال آفریقا و سوریه چه می کنند؟ + تصاویر / در حال ویرایش

تا امروز، «جهاد» در سوریه موجب بزرگترین هجرت رزمندگان خارجی به یک کشور دیگر در طول تاریخ شده است. رقمی که حتی از تعداد نیروهای هجرت کرده به افغانستان در خلال جنگ با شوروی و هجرت کرده به افغانستان و عراق پس از اشغال آمریکا هم بالاتر رفته است.

جبهة النصرة اولین حرکت «جهادی» به وجود آمده در قضیه سوریه بود، ولی امتداد القاعده ی عراق به سوریه (که رسما هم در مقابل جبهة النصرة ایستاد هم مقابل فرمان ایمن الظواهری که دستور داده بود فقط جبهة النصرة، شاخه القاعده در سوریه باشد) موجب تبدیل دولت اسلامی عراق (یعنی همان شاخه ی القاعده در عراق) به «دولت اسلامی عراق و شام» شد، گروهی که می خواست بر «جهاد» در سوریه هم مسلط شود.

اگرچه ستاره اقبال این گروه رو به صعود بود، ولی بدرفتاری هایی که با مردم داشت و همزمان با آن، استراتژی جهانی برای محدود کردن نفوذ آن موجب شده که با طرح آن برای تبدیل منطق شمالی سوریه (که در اختیارش است) به یک «امارت اسلامی» مخالفت شود. و این همین چیزی است که موجب همین درگیری اخیر بین این گروه با گروه های دیگری شده است که در آغاز از او حمایت می کردند و حالا در تلاشند تا آن را عقب برانند.

نیروهای رزمنده داعش بین پنج تا شش هزار نفر تخمین زده می شود. این یعنی اینکه تعداد نفرات داعش بسیار کمتر از گروه های مسلح دیگر سوریه است (مثلا همین جبهه اسلامی که اخیرا تشکیل شد و به این افتخار می کند که چیزی بین پانزده تا بیست هزار نفر رزمنده دارد)، اما داعش از یک خصوصیت مهم برخوردار است و آن اینکه بسیاری از نیروهایش در عملیات های سابق «جهادی» از جمله در عراق و افغانستان و یمن و لیبی شرکت داشته اند.
منبع:مشرق

هشدار رهبر انقلاب به خطر بزرگ جریان‌های تکفیری



هشدار رهبر انقلاب به خطر بزرگ جریان‌های تکفیری/

تلاش 65 ساله برای فراموش شدن فلسطین+صوت


حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی :

بیانات رهبری + دانلود صوت
امروز مهمترین مساله ی دنیای اسلام، وحدت است و با وجود همه توطئه ها، آینده امت اسلامی در پرتو «وحدت، آگاهی و بیداری اسلامی»، درخشان و نوید بخش خواهد بود.


ملتهای مسلمان باید با ایجاد آزادی درونی و فکری، تلاش کنند با دستیابی به «استقلال سیاسی، استقرار حکومتهای مردمی، برپایی مردم سالاری دینی و حرکت براساس شریعت اسلام»، خود را به آزادی مورد نظر اسلام عزیز برسانند.

ایشان، توطئه ها و تحرکات دشمنان اسلام برای جلوگیری از آزادی حقیقی و سعادت امت اسلامی را، پیچیده و چند بعدی خواندند و خاطرنشان کردند: ایجاد اختلاف میان مسلمانان، محور اساسی ترفندهای استکبار است.

حضرت آیت الله خامنه ای، تلاش 65 ساله برای فراموش شدن مسئله فلسطین و تحمیل وجود رژیم جعلی، جنایتکار و غاصب صهیونیستی بر ملتهای مسلمان را، نمونه ای از تلاشهای مستبدانه امریکا و دیگر زورگویان جهانی خواندند و افزودند: جنگهای 33 روزه لبنان، 22 روزه و 8 روزه غزه نشان داد بجز برخی دولتها که عملاً حافظ منافع بیگانگان شده اند ملتهای مسلمان با هوشیاری، هویت و موجودیت فلسطین را حفظ کرده و به رژیم صهیونیستی و حامیانش سیلی می زنند.
ایشان با ابراز تأسف عمیق افزودند: عده ای تکفیری بجای توجه به رژیم خبیث صهیونیستی، به اسم اسلام و شریعت، اکثر مسلمانان را تکفیر می کنند و زمینه ساز جنگ و خشونت و اختلاف می شوند و به همین علت، وجود این جریان تکفیری، مژده ای برای دشمنان اسلام است.

رهبر انقلاب با اشاره به آیه شریفه «اَشدّاء علیَ الکُفّارِ رُحَماء بَینَهُم» افزودند: جریان تکفیری، این دستور صریح پروردگار را نادیده می گیرد و با تقسیم مسلمانان به «مسلمان و کافر»، آنها را به جان هم می اندازد.

ایشان سؤال کردند: با این وضع آیا کسی می تواند تردید کند که وجود این جریان و پشتیبانی مالی و تسلیحاتی از آن، کار دستگاههای امنیتی و خبیث دولتهای استکباری و دست نشاندگان آنها نیست؟

حضرت آیت الله خامنه ای با توجه به این واقعیات، جریان تکفیری را خطری بزرگ برای دنیای اسلام برشمردند و با توصیه به کشورهای اسلامی برای مراقبت و هوشیاری کامل، افزودند: متأسفانه برخی دولتهای مسلمان، به عواقب حمایت از این جریان بی توجهند و نمی فهمند که این آتش، دامن همه آنها را هم خواهد گرفت.

رهبر انقلاب اسلامی، تشدید اختلافات میان شیعه و سنی و افزایش درگیریهای داخلی ملتهای مسلمان در سه چهار سال اخیر را عکس العمل ستم گران جهانی در مقابل تشدید بیداری اسلامی در تعدادی از کشورها برشمردند.

ایشان افزودند: مستکبران تلاش می کنند برای تحت الشعاع قرار دادن بیداری اسلامی، پیروان مذاهب مختلف اسلامی را با یکدیگر درگیر کنند و سپس با برجسته کردن اقدامات شنیع جریان تکفیری نظیرِ «جویدن جگر انسان های به قتل رسیده»، اصل اسلام را در افکار عمومی جهانیان، زشت جلوه دهند.

رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: بدون تردید این مسائل یک باره به وجود نیامده است و قدرتهای جهانی برای ایجاد آنها، مدتها برنامه ریزی و سیاستگذاری کرده اند.

حضرت آیت الله خامنه ای مقابله با هر عامل ضد وحدت را تکلیف بزرگ شیعه و سنی و دیگر شاخه های مذهبی خواندند و خاطرنشان کردند: نخبگان سیاسی، علمی و دینی برای ایجاد وحدت در جوامع اسلامی، وظایف سنگینی برعهده دارند.

رهبر انقلاب در همین زمینه، «علمای دنیای اسلام» را به برحذر داشتن ملتها از اختلافات فرقه ای و مذهبی، «دانشمندانِ دانشگاهها» را به تبیین اهمیت اهداف اسلامی برای دانشجویان و «نخبگان سیاسی امت اسلامی» را به تکیه بر مردم و دوری از بیگانگان و دشمنان اسلام فراخواندند و تاکید کردند: امروز مهمترین مساله در دنیای اسلام، وحدت است.

ایشان با اشاره به خروج تدریجی ملتهای مسلمان از زیر بار سلطه مستقیم استعمارگران، هشدار دادند: مستکبران درصددند منافع دوران سلطه مستقیم را با سلطه غیرمستقیم سیاسی، فرهنگی و اقتصادی تامین کنند.

حضرت آیت الله خامنه ای «بیداری و آگاهی»، را تنها راه سعادت امت اسلامی برشمردند و خاطرنشان کردند: امکانات فراوان، موقعیت جغرافیایی ممتاز، میراث تاریخی بسیار ارزشمند و منابع اقتصادی بی نظیر کشورهای اسلامی، می تواند در سایه وحدت و همدلی، عزت و کرامت و آقایی مسلمانان را رقم بزند.

ایشان پیروزی انقلاب اسلامی و استحکام الگوی جمهوری اسلامی را با وجود 35 سال توطئه های گوناگون مستکبران، از نشانه های آینده نوید بخش امت اسلامی دانستند و تأکید کردند: به فضل الهی ملت ایران و نظام اسلامی روز به روز قوی تر، ریشه دار تر و مقتدر تر خواهد شد.

26 دي ماه 57 شاه با فرحش در رفت !مرگ بر شاه "ويژه 26 دي ماه 1357"


فرار بالاترین مقام رژیم! +فیلم

در روز ۲۶ دي ۱۳۵۷، شاه پس از سالها ظلم و جنايت در حق مردم مسلمان ايران، به همراه همسرش فرح دیبا، ايران را به سمت مصر ترک کرد، در حاليکه حتي نزديک ترين حاميان و اربابانش هم از پذيرفتن او امتناع کردند.
شکل گيري و گسترش نهضت اسلامي و هماهنگي قيام هاي مردمي به رهبري امام خميني(ره)، برگزاري مراسم چهلم هاي شهدا در شهرهاي مختلف، کشتار ۱۷ شهريور و اعتصاب کارکنان شرکت ملي نفت، کنترل امنيت کشور را از دست نيروهاي رژيم و حتي حکومت نظامي خارج نموده و موجب شد که در زمان کوتاهي، پايه هاي اقتدار رژيم فاسد و فاسق شاهنشاهي سست شده و منجر به فرار شاه گردد.

* تلاشهایی که منجر به شکست شد

شاه پس از عدم موفقيت دولت نظامي ازهاري در برقراري نظم و آرامش و رفع اعتصاب ها که اقتصاد کشور را فلج کرده بود، به رهبران جبهه ملي روي آورد. پس از ناکامي جمشيد آموزگار، جعفر شريف امامي و ازهاري در مهار کردن امواج خشم و نفرت عمومي مردم در جريان نهضت اسلامي، شاه آخرين تير خود را رها کرد و سعي کرد با انتخاب يکي از اعضاي جبهه ملي که به ظاهر از مخالفان شاه باشد، خشم مردم را فرو نشاند. به همين جهت شاپور بختيار به شرط گرفتن اختيارات کامل و خروج شاه از کشور بعد از راي اعتماد مجلسين(شورای ملی و سنا) به دولت، نخست وزيري را پذيرفت.

در آخرین روزها فرح کوشید تا موافقت شاه را به استعفا از مقام سلطنت و تفویض مقام نیابت سلطنت به وی، طبق قانون اساسی جلب نماید. شاه نپذیرفت و گفت این کار مشکلی را حل نخواهد کرد.

 

سرنوشت شاه خائن پس از فرار از ایران | دانلود فایل

* فرار بزرگ

سرانجام در روز ۲۶ دي ۱۳۵۷، شاه پس از سالها ظلم و جنايت در حق مردم مسلمان ايران، به همراه همسرش فرح دیبا، ايران را به سمت مصر ترک کرد، در حاليکه حتي نزديک ترين حاميان و اربابانش هم از پذيرفتن او امتناع کردند.

وي با اميد به تكرار كودتاي ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ و بازگشت مجدد به ايران توسط حاميان درباري‌اش، با ظاهري عوام‌ فريبانه، به عنوان معالجه از كشور خارج شد.

پس از فرار شاه، ملت با آمدن به خيابان ها و اظهار شادماني و پخش گل و شيريني، اين پيروزي بزرگ را جشن گرفتند و اين زماني بود که رژيم ستمگر پهلوي پس از ۵۰ سال حکومت استبدادي، روزهاي پاياني عمر خود را سپري مي کرد؛ چنانکه در کمتر از يک ماه پس از فرار شاه، طومار عمر ۲۵۰۰ ساله حکومت های مستبد و فاسد شاهنشاهي ايران در هم پيچيده شد.

حضرت امام خمینی(ره) در پیامی به ملت ایران اعلام کردند: «فرار محمد رضا پهلوي را كه طليعه پيروزي ملت و سرلوحه سعادت و دست يافتن به آزادي و استقلال است به شما ملت فداكار تبريك عرض مي كنم... اينجانب از همه طبقات، ‌خصوصاً حضرات علماي اعلام، در اين موقع حساس تشكر مي كنم و سلامت و سعادت همگان را از خداوند متعال خواستارم و وحدت كلمه را هميشه خصوصا تا برانداختن رژيم شاهنشاهي و استقرار حكومت جمهوري اسلامي اميدوارم.»


"شارون" مُرد+ سابقه یک عمر جنایات "قصاب صبرا و شتیلا"


منابع خبری از مرگ " آریل شارون" نخست وزیر سابق رژیم صهیونیستی و "قصاب صبرا و شتیلا" پس از 8 سال کما، خبر دادند.

به گزارش وبگردی2030:، روزنامه جروزالم پست دقایقی پیش از مرگ " آریل شارون" رییس سابق رژیم اشغالگر قدس خبر داد. 

"شارون" مدت هشت سال است که در بیمارستان و در کما بسر می‌برد.

شارون، مرد خونخوار ضدّ فلسطینی، قاتل کودکان بی‌گناه، فرمانده حملات شبانه به مناطق مسکونی و مرد آغاز شهرک‌سازی‌های یهود، روز 11 ژانویه 2014 در سن هشتاد و پنج سالگی مرد.

*** تولد شارون در خانواده‌ای لهستانی- بلاروسی

"آریل شاینرمن"، معروف به "آریل شارون" (Ariel Sharon)، در تاریخ 27 فوریه 1928، در روستای میلان فلسطین به دنیا آمد؛روستایی که بعدها شهرک "کفار ملال" نامیده شد.

پدر لهستانی‌اش "شموئل شاینرمن" (Shmuel Scheinermann) در سال 1921 به عنوان صهیونیست فعال، همراه همسر بلاروسی‌اش "ورا شنه‌روف" (Vera Schneeroff) از ترس ارتش سرخ نازی‌ها فرار کرد و پس از مهاجرت به قفقاز به کشاورزی مشغول شد. این دو به همراه فرزندشان "آریل" از قفقاز به "سرزمین فلسطین" نقل مکان کردند.

*** خوی جنایتکاری شارون، در نخستین سال‌های نوجوانی جرقه زد

شارون در دانشگاه عبری قدس، درس تاریخ و خاورشناسی را فرا گرفت و تحصیلات دانشگاهی‌اش را در دانشکده حقوق شهر قدس ادامه داد. وی در سال 1996 از این دانشگاه فارغ‌التحصیل شد و بعدها توسط پدرش به دانشکده کشاورزی فرستاده شد، اما به دلیل بی‌علاقگی به رشته کشاورزی تحصیل در این رشته را رها کرد.

شارون از همان کودکی به جنایتکاری مشهور بود، تا جایی که گفته می‌شود در کودکی همواره چوبی را برای کتک زدن کودکان و مجبور کردن آنها به انجام خواسته‌هایش به همراه داشت.

شارون 14 ساله بود که به گروه تروریستی "هاگانا" (haganah) پیوست. این گروه، هسته اصلی در ارتش نوپای اسرائیل را تشکیل می‌داد که مأمور تخریب و تصرف خانه‌ها و اراضی کشاورزی فلسطینیان بود. در همین زمان بود که اندک اندک نخستین آجرهای یک بنای سیاه و یک رژیم جعلی، بر روی زمینی غصبی نهاده می‌شد.

شارون، در سال ۱۹۴۷ به عضویت پلیس شهرك‌های یهودی درآمد.


وی در جنگ 1948 كه به اشغال بسیاری از سرزمین‌های فلسطینی منجر شد، فرماندهی یک گروهان پیاده‌نظام را بر عهده گرفت که جنایت‌های زیادی علیه فلسطینیان انجام داد. از این سال به بعد، وی به طور متوالی، فرماندهی گروهان‌های متعددی را برای اشغال سرزمین‌های فلسطین بر عهده داشت.

*** ازدواج و فرزندان

شارون در سال 1953 با زن اولش "مارگالیت"، یک یهودی رومانیایی‌تبار ازدواج کرد ولی در اثر یک حادثه رانندگی، او و پسر مشترکشان را از دست داد. شارون بعد از مارگالیت با خواهر کوچکتر او "لیلی" ازدواج کرد و صاحب دو پسر به نام‌های "عمری" و "گیلعاد" شد.

"عمري شارون" که اکنون 43 سال دارد، پسر ارشد آريل شارون در سال 2008 به جرم تقلب و رشوه، نقض قوانين مالي در حين تبليغات انتخاباتي، جعل اسناد و مدارک و دروغگويي به 9 ماه حبس محکوم و راهی زندان شد.

*** نظامی‌گری و حضور در ارتش

آریل شارون تا قبل از سال 1948 شناخته شده نبود. وی در این سال به عنوان یکی از افسران یگان‌های ویژه تحت نظارت سازمان اطلاعات نظامی به اقدامات انتقام‌جویانه علیه اردوگاه‌های فلسطینی و روستاهای مرزی فلسطین مشغول بود.

وی در سال 1952 یگان ویژه‌ای را تحت عنوان "یگان 101" تأسیس و اعضای این یگان را از میان جنایتکاران و زندانیان سابقه‌دار محکوم به مرگ و همچنین قاتلان و دزدها انتخاب کرد. شارون اعضای این گروه را تحت آموزش‌های سخت نظامی از جمله آموزش‌ طی مسیرهای طولانی و عملیات ویران سازی و تخریب مکان‌های مختلف قرار داد.

یگان 101 با چنان جدّیتی عمل می‌کرد که کم کم چهره شارون، به عنوان مدیر این مجموعه را برای یهودیان اروپایی که هر ساله گروه گروه به سمت فلسطین اشغالی مهاجرت می‌کردند، آشناتر کرد.


شارون در رأس یگان 101 به عنوان اولین عملیات نظامی خود به روستای فلسطینی "القبیه" در شمال قدس و منطقه مرزی تحت سلطه اردن حمله کرد و هدف حملات توپخانه‌ای قرار داد. 69 تن از مردم بیگناه این روستا، از جمله ده‌ها زن و کودک و پیر در کشتاری وحشیانه قتل عام، و تقریباً تمامی خانه‌ها و مساجد این روستا، شبانه نابود شدند.

پس از انتشار خبر این جنایت غیرانسانی در جهان، اسرائیل به این بهانه متوسل شد که حمله به روستای القبیة به خاطر انتقام گرفتن از قتل یک زن یهودی به همراه کودکش بود. بعدها نیز مقامات اسرائیلی مدعی شدند عاملان حمله به روستای القبیة جزو شهرک‌نشینان صهیونیستی بودند نه نظامیان اسرائیلی، اما شورای امنیت این جنایت صهیونیستی را به شدت محکوم کرده و آن را اقدامی از پیش طراحی شده توصیف کرد. مسأله‌ای که بعدها برخی رهبران صهیونیستی در اظهاراتشان به آن اقرار کردند.


پس از کشتار روستای القبیة و قتل عام 69 تن از جمله زنان و کودکان،شارون در سال 1955 لقب "نظامی بی‌همتا و جسور" ارتش رژیم صهیونیستی را از آن خود کرد.

*** خروج از ارتش و آغاز مسئولیت‌های سیاسی شارون

·         تصدی پست‌های کلیدی در وزارتخانه‌ها

پس از جنگ شش روزه ژوئن 1967 و شکست کشورهای عربی، شارون از ارتش استعفا داد و وارد صحنه سیاست شد.

شارون به عنوان یکی از برجسته‌ترین فرماندهان ارتش رژیم صهیونیستی، كه طی سال‌های 1969 الی 1973 سنگدلی و آدم‌كشی خارق‌العاده‌ای را در تمام عملیات‌ها از خود نشان داده بود، با آن كه در جنگ ۱۹۷۳ از اعراب شكست سختی خورد، اما به دلیل اقدامات جنایتكارانه‌اش علیه اعراب فلسطینی در صحرای سینا، سربازانش به وی لقب "پادشاه" دادند. از همین جنگ به بعد، وی از ارتش استعفاء داد و گام به عرصه سیاست نهاد.

وی در اولین انتخابات پارلمانی از سوی حزب تندروی "لیکود" (Likud) توانست عضویت کنست را بدست بیاورد. در سال 1975 از سوی نخست‌وزیر وقت اسرائیل، به سمت "مشاور نظامی" و در انتخابات سال 1977 به سمت وزیر کشاورزی و شهرک‌سازی منصوب گردید، چراکه از نگاه مقامات ارشد صهیونیست، سابقه درخشانی در شهرک‌سازی‌های غیرقانونی از خود بر جای گذاشته بود.

در سال ۱۹۸۲ ارتش تروریستی این رژیم با تجهیزات و سلاح‌های اهدایی آمریكا، انگلیس و فرانسه و پشتیبانی سیاسی، تبلیغی و اطلاعاتی آنان، بیروت پایتخت لبنان را پس از بیت‌المقدس به اشغال خود درآورد.

در جریان همین جنگ، زمانی که "شارون" وزیر جنگ رژیم صهیونیستی بود (بین ۱۶ تا ۱۸ سپتامبر) دو کشتار بی‌رحمانه "صبرا و شتیلا" (Sabra and Shatila massacre) رخ داد و هزاران غیرنظامی فلسطینی و لبنانی در اردوگاه‌های پناهندگان "صبرا" و "شتیلا" واقع در غرب بیروت، توسط شبه‌نظامیانی موسوم به "فالانژ" کشته شدند.

قتل کودکان، کشتار و تجاوز ارتشیان صهیونیست به دختران و زنان عرب سبب شد تا "صبرا و شتیلا" دیگر نه فقط نام دو اردوگاه، بلکه مهر خونینی بر پیشانی تاریخ باشد و شارون، به سفاک‌ترین بازیگر این تراژدی تبدیل شود.

نظامیان صهیونیستی همواره قصد داشتند لبنان را به منطقه امن اسرائیل تبدیل کنند. این حمله یکی از پررنگ‌ترین لکه‌های ننگی بود که نظیر آن را تاریخ کمتر به خود دیده و هرگز از حافظه ملت‌های آزاد و آزادی‌خواه جهان حذف نخواهد شد.

چراغ سبز این عملیات، از شخص شارون گرفته شده بود. عمق فجایع این جنگ چنان بود كه دولت رژیم صهیونیستی، پس از 18 سپتامبر و بازتاب‌های رسانه‌ای این حملات، برای آرام كردن اوضاع و تنش‌های ایجاد شده، او را از وزارت جنگ بركنار نمود.

شارون از سال ۱۹۸۸ـ ۱۹۸۴ وزیر صنایع بازرگانی رژیم جعلی صهیونیستی بود.

·         تکیه بر صندلی نخست وزیری

به دنبال این جنایت‌ها، شارون در سال 2000 وارد مسجد مبارک الاقصی شد، این اقدام انگیزه‌ای شد برای فلسطینی‌ها تا جنبش "انتفاضه الاقصی (انتفاضه دوم)" را آغاز کنند؛ فلسطینی‌هایی که هنوز جنایت شارون در روستای القبیة و صبرا و شتیلا را فراموش نکرده بودند.

"انتفاضه الاقصی" محوری‌ترین ابداع فلسطینیان در دفاع از تهاجمی است که توسط اشغالگران به سرزمینشان تحمیل شده است. امروزه جهانیان به خوبی می‌دانند که انتفاضه، مصمم است تا بیرون راندن اشغالگران غاصب از سرزمینش به مقاومت ادامه دهد. هرچند در آن دوره‌ای که شارون، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی بود، همواره بر ابقای نیروهایش در کرانه باختری تأکید داشت و پیروزی‌های مقاومت را با تسلیحات پیشرفته خود محو می‌کرد. 

در سال 2001 بالاخره شارون به عنوان نخست وزیر، یعنی به سمت بالاترین مقام در اسرائیل، تعیین شد.

وی پیش از نخست وزیری قول داد كه كار فلسطینیان را در ۱۰۰ روز تمام كند و قدرت رژیمی به نام "اسرائیل" را در منطقه تثبیت كند؛ لذا در دوران نخست وزیری‌اش از هیچ اقدام وحشیانه‌ای در قتل و کشتار و بازداشت فلسطینی‌ها در شهرهای کرانه باختری و غزه فروگذار نکرد.

ایالات متحده آمریکا و انگلیس، به عنوان دو بازوی منحوسی که رژیم جعلی صهیونیسم را زاییده و پرورش دادند، اگر بیشتر از اسرائیل، دستشان به جنایات شارون در دوران فعالیتش آلوده نباشد، کمتر نیست.

تعریف منافع مشترک میان این سه کشور درست در دوره نخست وزیری آریل شارون تا بدانجا رسید که به نفوذ سرطانی و حیرت‌آور لابی‌های  اسرائیلی در میان سران کنگره آمریکا و سنای این کشور انجامید. خود شارون که از اوان نوجوانی، در بدنه مدیریتی رژیم نوپای اشغالگر قدس حضور داشت، در سال 2001 با افتخار عنوان کرد:

«می‌خواهم یک چیز را به صراحت به شما بگویم و آن اینکه درباه فشاری که آمریکایی‌ها به اسرائیل می‌آورند، اشتباه نکنید. این ما یهودیان هستیم که آمریکا را تحت کنترل داریم و این را آن‌ها به خوبی می‌دانند.» 

شارون صاحب اندیشه ایجاد دیوار حائلی است که بسیاری از اراضی فلسطینی را جدا کرد.

"عوزی بنزمان" نویسنده اسرائیلی در کتابی با عنوان "شارون قیصر اسرائیل؛ کسی که خط قرمزی نمی‌شناسد" تمامی اقدامات شارون را ذکر کرده و اسنادی موثق ارائه داده که نشان می‌دهد شارون در تمامی عملیات‌های ترویستی علیه فلسطینی‌ها دست داشته است.

شارون کسی بود که دستور ترور رهبران نظامی فلسطین از جمله "شیخ احمد یاسین"، بنیانگذار جنبش حماس و از مبارزان برجسته فلسطینی و نیز ترور شماری دیگر از رهبران برجسته مقاومت از جمله "عبدالعزیز الرنتیسی"، از بنیانگذاران جنبش حماس را صادر کرد.

*** 2006 تا 2014: حیات نباتی

بدون شک نمی‌توان تمامی جنایت‌های شارون را در چند خط محدود کرد. افراطی‌ترین سران صهیونیست، وی را یک "قهرمان" می‌نامند، و این در حالی است که نویسندگان سرشناس در نوشته‌های خود از وی با عناوینی چون "بلدوزر"، "گرگ گرسنه"، "دراکولای خون آشام" و غیره یاد می‌کنند؛ صفاتی که ماهیت و خوی وحشی شارون را توصیف می‌کند. البته شارون در اواخر عمر خود به دلیل عقب نشینی از غزه و شکست از مقاومت فلسطین، مورد انتقاد خود صهیونیست‌ها نیز قرار گرفته بود.

شارون در میانه جنایت و خونخواری، ناگهان در روز ۵ ژانویه سال ۲۰۰۶ به دلیل سکته مغزی سنگین در بیمارستان بستری شد و ادارهٔ کلیه امور نخست وزیری رژیم صهیونیستی را  به "ایهود المرت" معاون نخست وزیر واگذار کرد.

"قصاب بیروت"، از آن زمان در  فلج کامل و وضعیت کما به سر برد و از طریق سرم تغذیه می‌شد. هرچند پزشکان از او قطع امید کرده و از خانواده اش خواسته بودند تا او به طور طبیعی بمیرد، اما خانواده وی همچنان خواستار انجام اقدامات لازم برای زنده ماندن وی شده بودند. هزینه هفت سال نگهداری و مراقبت از شارون، سالانه نزدیک به نیم میلیون دلار برآورد شده است.

در سال 2011 پزشکان بیمارستان صهیونیستی محل نگهداری وی، مجبور شدند به علت تعفن اعضایی از بدنش، بخشی از اعضای داخل شکم وی را از بدنش خارج کنند.

به نقل از روزنامه آلمانی "اشپیگل" فقط و فقط خانواده شارون می‌دانند که وی در لحظات مرگ،‌ چه ظاهری داشته است. حتی در طی اینهشت سال زندگی نباتی، شارون به طور کامل از دوربین‌های خبرنگاران، مخفی نگه داشته شده بود. (گزارش از طاهری)


باشگاه خبرنگاران

بزرگترین سانسور تاریخ!از راهپیمایی اربعین تا لخت شدن برای رفع حجاب!


کافیست چند هزار نفر در یک گوشه دنیا دور هم جمع شوند و در یک مراسم بسیار پر معنا (!) به سمت هم گوجه پرت کنند! اینجاست که جریان بی طرف رسانه ای در جهان که وظیفه ذاتی خود را اطلاع رسانی معرفی می کند وارد کارزار می شود و با ده ها تصویر، کلیپ و مصاحبه و خبر آن را در صدر اخبار خود خود قرار می دهد...

جشنواره پرتاب گوجه اسپانیا

کافیست چند نفر در یک گوشه دنیا در اعتراض به حکم ظالمانه «حجاب» کاملا برهنه شوند تا باز همان جریان بی طرف صرفا جهت اطلاع رسانی از یک واقعه فعال شود و تصاویر این واقعه را همگان در جهان خواهند دید ...

کافیست چند احمق در خرابه ای در یک گوشه دنیا بر خلاف فتوای مراجع عظام شیعه قمه ای بزنند و اینجاست که بوقهای رسانه ای بی طرف در جهان به تلاطم می افتند که نکند خدای نکرده کسی این صحنه مهم را از دست بدهد...

کافیست حتی یکی از شیوخ بی مصرف خلیج فارس از برنامه هسته ای ایران اظهار نگرانی کند تا این بوغ های بی طرف احساس وظیفه کنند که نکند این صدا در گوشه ای از جهان نشنیده باقی بماند...

اما همین چند روز پیش بزرگ ترین اجتماع تاریخ بشریت با قریب به بیست میلیون و هفتصد هزار نفر شکل گرفت اما یک مشکلی داشت! این اجتماع شیعی بود و این به آن معناست که اگر مردم دنیا که رسانه های بی طرف دهکده جهانی، اسلام را برایشان در طالبانیسم خود ساخته شان تعریف کرده اند بدانند چنین تفکر عظیمی در یک گوشه جهان جاریست که قادر است بیش از بیست میلیون نفر را وادار کند برای بزرگ داشت این تفکر بیش از صد کیلومتر را با با پای پیاده به سوی مقصدی معنوی راهپیمایی کنند، بی گمان خیلی ها به دنبال کشف این حقیقت بزرگ و ابعاد آن خواهند رفت و این یعنی افزایش قدرت هلال شیعی! (البته به قول خوشان!) این یعنی معرفی یک حقیقتی که سالهاست در پس نقاب طالبانیسم که به زور بر چهره آن درکشیده اند مخفی نگاه داشته شده است! اینجاست که همان جریان بی طرف که حاکم بر رسانه های دنیاست احساس وظیفه می کند که این حرکت بی سابقه و بی بدیل را با تیغ سانسور خود کاملا بی طرفانه ذبح کند! از آنجا که این حرکت بزرگ ترین اجتماع بشری در طول تاریخ بوده است پس سانسور اعمال شده بر آن هم می شود بزرگترین سانسور تاریخ!

بزرگترین اجتماع تاریخراه پیمایی اربعین

----
پی نوشت: بنده برای اطمینان از این سانسور عظیم طی روزهای راهپیمایی بزرگ اربعین مداوم سایت های بزرگ خبری دنیا از جمله بی بی سی، دویچوله، یاهو نیوز، ام اس ان نیوز و ... را چک کرده ام و برای اطمینان از سراسری بودن این سانسور، اخبار مربوطه را در گوگل نیوز جستجو کرده ام.

رهبر معظم انقلاب اسلامی: آمریکا حق ندارد درباره حقوق بشر حرف بزند

 رهبر معظم انقلاب اسلامی:

             آمریکا حق ندارد درباره حقوق بشر حرف بزند / بعضی از تکیه ما بر حوادث ۹ دی خوششان نیامد.


ما این همه در باب حوادث ۹ دی تكیه كردیم روی بصیرت -و بعضی خوششان نیامد- به خاطر این است كه بصیرت اگر نبود ایمان ممكن است انسان را به بیراهه بكشاند.


مل صالح بر اساس ایمان راسخ و درست و ایمان همراه با بصیرت و تداوم و استقامت اگر بود پیروزی حتمی است. اینهایی كه پیروز نمیشوند یكی از اینها را ندارند

** دشمنان خیال میكنند كه تحریم كردند و ایران مجبور به مذاكره شد. نه! ما قبلا هم اعلام كرده ایم در موضوعات خاص كه مصلحت بدانیم با این شیطان برای رفع شرش مذاكره میكنیم. یكی از بركات مذاكرات این بود كه دشمنی آمریكا با ایران و ایرانی و اسلام برای همه روشن شد.

** توصیه ام به مسئولان این است كه برای رفع مشكلات كشور به نیروی درونی كشور توجه كنند ونباید چشم به بیرون دوخت. البته شكی نیست كه مسائل بیرون را باید حل كرد/منتها امید ما به درون كشور باشد،این است كه كشور را بیمه میكند.

** هر كس دیگری كه درباره حقوق بشر حرف بزند آمریكاییها حق ندارند حرف بزنند/دولت آمریكا بزرگترین نقض كننده حقوق بشر در دنیاست/یكی از وعده هایی كه این آقا در انتخابات داد این بود كه زندان گوانتانامو را تعطیل میكند؛آيا تعطیل شد؟

** رژیم صهیونیستی به پشتوانه آمریكا است كه این همه شرارت میكند. فلسطین و غزه در چه حالیست؟ احوال مردم غزه را مردم دنیا نمیدانند؟ بیمار محتاج روی زمین مانده است و داروهای ابتدایی در اختیار او قرار نمیگیرد، چون آمریكا پشت سر این رژیم غاصب است. اینها ظلم نیست؟ اینها شرم نمیكنند درباره حقوق بشر حرف میزنند؟