نگاه به عکس های مبتذل اینترنت و مقالات مبتذل


سوال: در حین کار با شبکه اینترنت گاهی در کنار برخی از مقالات، عکس های مبتذل دیده می شود که ناگزیر از دیدن آنها هستیم، تکلیف چیست؟


آیات عظام امام،تبریزی،خامنه ای، سیستانی،فاضل،وحید:
اگر به طور اتفاقی چشمتان به آن بیفتد،اشکال ندارد ولی نگاه با قصد لذت حرام است وبنابر احتیاط واجب، بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه، جایز نیست.

آیات عظام بهجت، صافی، مکارم، نوری:
اگر به طور اتفاقی چشمتان به آن بیفتد،اشکال ندارد ولی نگاه عمدی به آن(هرچند بدون قصد لذت) جایز نیست.

پی نوشت:
استفتائات مراجع، به نقل از رساله دانشجویی، سید مجتبی حسینی،ص242.

ماجرای خنده دار اهدای خون به یکی از افسران عراقی


 امامى كه ما داريم، روش عمل كردن به قرآن را به ما آموخت. شهيد سيدمهدى رضوى


یکی از افسران عراقي اسير شده بود.به شدت احتياج به خون داشت.چند تا بچه بسيجي آستين بالا زده بودن تا بهش خون اهدا کنن،
اما افسر عراقي قبول نمي کرد.مي گفت : شما فارسيد ، شما نجس هستيد ، خون شما رو نمي خواهم.بچه ها نا اميد شده بودن و آستين ها رو پايين مي آورند.مهدي باكري وارد شد و با شنيدن ماجرا خنديد و گفت :ما انسانيم! بهش خون تزريق کنين تا زنده بمونه.پزشک با زور به افسر عراقي خون تزريق کرد ...

فشار قبر و عواملی كه موجب فشار قبر می‌شود وعواملی كه باعث كاهش یا رفع فشار قبر می‌شود

فشار قبر

انسان عوالم مختلفی را پشت سر نهاده و عوالم دیگری را در پیش‌رو دارد، انسان با مرگ از عالم دنیا به عالم آخرت منتقل می‌شود كه عالم آخرت هم ابتدایش عالم برزخ و انتهایش كه بعد از برپایی قیامت كبری است بهشت یا دوزخ می‌باشد. یكی از ویژگی‌های عالم برزخ فشار قبر می‌باشد. فشار قبر نسبت به افراد متفاوت است بعضی از افراد فشار قبر ندارند و آن‌ها كه دارند فشارشان از نظر شدت و ضعف یكسان نیست و بستگی به اعمال آن‌ها دارد.

عواملی كه موجب فشار قبر می‌شود:

۱ـ بداخلاقی

۲ـ سخن‌چینی‌، مراعات نكردن طهارت و نجاست و پرهیز نكردن از بول.[۳]

۳ـ یاری نكردن مظلوم. در كتاب ثواب الاعمال آمده است كه یكی از علمای بنی‌اسرائیل از دنیا رفت و فشار قبر بر او وارد شد چرا كه او یك بار نماز را (عمداً) بی‌وضو خوانده بود و از كنار مظلومی گذشته بود و او را یاری نكرده بود.[۴]

۴ـ ضایع نمودن نعمت‌های الهی: حضرت پیامبر اكرم (ص) فرمودند: «فشار قبر برای مۆمن كفاره تباه نمودن نعمت‌ها از ناحیه اوست.»[۵]

عواملی كه باعث كاهش یا رفع فشار قبر می‌شود:[۶]

۱ـ نماز شب و كامل نمودن ركوع: امام رضا (علیه السلام) فرمود: «كسی كه نماز شب بخواند و در قنوت نماز «وتر» هفتاد بار استغفار كند از عذاب قبر پناه داده می‌شود.» و امام باقر (علیه السلام ) فرمود: «هر كس ركوع نمازش را كامل انجام دهد وحشت قبر به او نمی‌رسد.»[۷]

۲ـ صدقه و نماز مخصوص[۸].

۳ـ نماز وحشت: این نماز بسیاری از مردگان را از عذاب قبر و فشار قبر نجات داده است كه حكایات عجیبی در داستان‌های شگفت شهید دستغیب در این باره موجود است كه می‌توان به آن مراجعه نمود. [۹]

۴ـ حج نمودن: دو روایت است كه هر كس چهار مرتبه حج به جا آورد عذاب قبر از او برداشته می‌شود. [۱۰]

۵ـ خواندن بعضی از سوره‌های قرآن
: امام علی(علیه السلام) می‌فرماید: «هر كس در هر جمعه سوره نساء را تلاوت كند از فشار قبر امان می‌یابد.»[۱۱] سوره‌های زخرف، یاسین، تكاثر و تبارك، نیز در این مورد سفارش شده‌اند.

۶- این كه مرگ انسان در روز جمعه باشد.


۷- نهادن دو چوب تر در كفن میت هنگام دفن.

۸.- ریختن آب روی قبر.


امیرمۆمنان علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:

برای پدرت و معلّمت از جایت برخیز اگر چه امیر باشی.

پی نوشت ها:

[۱] - میزان الحكمه ۱۰ جلدی، ج ۳، ص ۱۷۸.
[۲] - بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۲۵۹.
[۳] - همان، ج ۷۵، ص ۲۶۵.
[۴] - ثواب الاعمال، ص ۱۱۱.
[۵] - بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۲۱.
[۶] - با استفاده از كتاب «عالم برزخ در چند قدمی ما» محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات نبوی.

[۷] - همان، ج ۸۵، ص ۱۰۷.
[۸] - بحارالانوار، ج ۹۱، ص ۲۱۹.
[۹] - حاشیة مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.
[۱۰] - من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۲۱۷، روایت ۲۲۰۹، باب ۲.
[۱۱] - وسایل الشیعه، ج ۷، باب ۵۴، ص ۴۰۹، روایت ۹۷۱۴.

حضرت امام خمینی(ره):هرکس بگوید رای شورای نگهبان کذاست «مفسد» است

هرکس بگوید رای شورای نگهبان کذاست «مفسد» است

اگر رای داد و شورای نگهبان هم آن رای را پذیرفت، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. اگربخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا است، این فساد است و مفسد است یک همچو آدمی، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد.

به گزارش فرهنگ نیوز ، حضرت امام خمینی(ره) در سخنرانی‌ها و پیام‌های مختلفی با تاکید بر فصل الخطاب بودن نظر شورای نگهبان بر لزوم پذیرش آن توسط همه گروه‌ها، احزاب و افراد تاکید ورزیده‌اند.

گزیده‌ای از فرمایشات بنیانگذار جمهوری اسلامی درباره تمکین مسئولان، احزاب و گروه‌ها به قانون و فصل‌الخطاب بودن قانون اساسی و شورای نگهبان به شرح ذیل است:

*شورای نگهبان گوش به حرف عده‌ای که به اصطلاح مترقی هستند ندهد

...شما باید ناظر بر قوانین مجلس باشید، و باید بدانید که به هیچ وجه ملاحظه نکنید. باید قوانین را بررسی نمایید که صددرصد اسلامی باشد. به هیچ وجه گوش به حرف عده‌ای که می خواهند یک دسته کوچک مردم ما خوششان بیاید و به اصطلاح مترقی هستند، ندهید، قاطعانه با اینگونه افکار مبارزه کنید. خدا را در نظر بگیرید. اصولا آنچه که باید در نظر گرفته شود خداست ، نه مردم، اگر صد میلیون آدم ، اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همه آنها حرفی می زنند که بر خلاف حکم قرآن است بایستید و حرف خدا را بزنید، ولو اینکه تمام بر شما بشورند. انبیا هم همین طور عمل می کردند؛ مثلا موسی در مقابل فرعون مگر غیر از این عمل کرد؟ مگر موافقی داشت. بحمدالله مجلس ما مجلسی است اسلامی و قوانین خلاف اسلام تصویب نخواهد شد؛ولی شما وظیفه دارید ناظر باشید. خلاصه گوش به حرف طبقه مرفه مترقی ندهید. خدا انشاءالله با ماست . اگر عملمان برای خدا باشد، خدا ما را موفق می کند..." (صحیفه امام ج ۱۳ ص ۵۳)

* هرکس بگوید رای شورای نگهبان کذا است مفسد است

من تکرار می کنم مجلس بالاترین مقام است در این مملکت. مجلس اگر رای داد و شورای نگهبان هم آن رای را پذیرفت ، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. من نمی گویم رای خودش را نگوید؛ بگوید؛ رای خودش را بگوید؛ اما اگربخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا، این فساد است ، و مفسد است یک همچو آدمی ، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد.این مجلس ما حصل خون یک جمعیتی است که وفادار به اسلام بودند؛ و این مجلس عصاره زحمتهای طاقت فرسای این ملت مسلمان بوده است ؛ این مجلس فراهم آمده از"الله اکبر"های مردم است ؛ اگر بنا باشد که این مجلس فراهم آمده از "الله اکبر" مردم قدمی برخلاف اسلام بگذارد، این مجلس مجلسی خواهد بود که برخلاف مسیرمسلمین عمل کرده . با تمام قدرت، بدون اینکه ملاحظه از احدی و از مقامی بشود،مجلس باید مسائل را طرح بکند. و رد و بدل و انتقاد صحیح ، بدون جار و جنجال ، بدون هیاهو، مسائل را بگویند. کسی که مخالف است مخالفت خودش را بدون هیاهو بگوید.آن که موافق است موافقت خودش را بدون جار و جنجال بگوید. و بعد هم رای بگیرند.وقتی رای گرفتند، اگر اکثریت رای داد، و بعد هم برده شد پیش شورای نگهبان و آنها هم صحیح دانستند این رای را، مخالف اسلام ندانستند و مخالف قانون اساسی ندانستند، اگربعدها بخواهند شیطنت بکنند، این شیطنتها از مبادی غضب ، از مبادی فاسد، بیرون می آید. باید سرتسلیم به مجلس ، یعنی سر تسلیم به اسلام وقتی مخالف اسلام نیست ، سرتسلیم به اسلام فرود آورد. روشهای غیر اسلامی را، اگر هم در باطن - خدای نخواسته -دارند، نباید دیگر اظهار بکنند و نباید اذهان مردم را نسبت به مجلس مشوش کنند. این یک مسئله ای است اساسی ، و باید همه توجه داشته باشند. به مجرد اینکه یک مطلبی برخلاف رای یک نفر است ، نباید بگوید مجلس درست نیست.

(صحیفه امام ج۱۴ص۳۷۰)

*پس از رای و انفاذ شورای نگهبان، هیچ مقامی حق رد آن را ندارد

...موضوعات برای احکام ثانویه اسلام نظر خواهی شود که کارها به نحو شایسته انجام گیرد. و این نکته نیز لازم است که تذکر داده شود که رد احکام ثانویه پس از تشخیص موضوع به وسیله عرف کارشناس ، با رد احکام اولیه فرقی ندارد، چون هر دو احکام الله می باشند. و نیز احکام ثانویه ربطی به اعمال ولایت فقیه ندارد و پس از رای مجلس وانفاذ شورای نگهبان ، هیچ مقامی حق رد آن را ندارد، و دولت در اجرای آن باید بدون هیچ ملاحظه ای اقدام کند. و با تشخیص دو سوم مجلس شورای اسلامی که مجتمعی ازعلمای اعلام و مجتهدان و متفکران و متعهدان به اسلام هستند، در موضوعات عرفیه که تشخیص آن با عرف است ، با مشورت از کارشناسان ، حجت شرعی است که مخالفت باآن بدون حجت قویتر خلاف طریقه عقلاست. چنانچه تغییر احکام اولیه، با شک درموضوع و عدم احراز آن با طریقه عقلا مخالف است . دولت جمهوری اسلامی که متصدی اداره کشور است و در هر پیشامدی موظف است اقدام مقتضی نماید، در وضع کنونی بدون کمک ملت، توانایی رفع تمام گرفتاریهارا ندارد و برای اداره نظام جمهوری و دفاع از دشمنان مهاجم و رفع مشکلات جنگ که حجم آن بسیار عظیم است ، احتیاج به کمک دارد

" (صحیفه امام ج۱۷ص ۳۲۱ )

*در تمام مواقعی که مقتضی بوده است، شورای نگهبان را تایید کرده ام

...از تحمل زحمات و رنجهای شما تشکر می کنم. شما توقع نداشته باشید که مورداهانت واقع نشوید. همه می دانید تا کسی کاری انجام ندهد کسی به او توهین نمی کند.توهین برای کسانی است که می خواهند زنده باشند. هیچ کدام از ما نباید انتظار تعریف را داشته باشیم . باید به حکم خدا عمل کنیم و به این هم کاری نداشته باشیم که چه کسی ازاین کاری که برای خدا می کنیم خوشش می آید و یا چه کسی بدش می آید. من در تمام مواقعی که مقتضی بوده است، مجلس و شورای نگهبان را تایید کرده ام. ما باید دست دردست یکدیگر بگذاریم تا یک کشور اسلامی درست کنیم . امروز تبلیغات علیه من و شما نیست ، تبلیغات علیه اسلام است. اگر ما با اسلام کاری نداشتیم کسی با ما بد نبود. امروز امریکا و شوروی را که آن قدر در دنیا فساد می کنندکسی محکوم نمی کند، ولی تمام محکومیتها مال ماست . در دنیا تنها ایران است که موردسئوال است ؛ ولی اگر ما وحدت خودمان را حفظ کنیم و همصدا و همجهت باشیم از هیچ چیز نباید بترسیم . مهم این است که با هم خوب باشید و تصمیم داشته باشیم که مستقل...

(صحیفه امام ج ۱۷ص۴۴۱)

*افرادی که نظر شورای نگهبان موافق میلشان نباشد دست به شایعه افکنی می‌زنند

...چنانچه مشاهده می شود پس از انتخابات مرحله اول از دوره دوم مجلس شورای اسلامی ، افرادی که نظریه شورای محترم نگهبان در ابطال یا تایید بعضی حوزه ها موافق میل شان نبوده است دست به شایعه افکنی زده و اعضای محترم شورای نگهبان - ایدهم الله تعالی - را که حافظ مصالح اسلام و مسلمین هستند، تضعیف و یا خدای ناکرده توهین می نمایند و به پخش اعلامیه و خطابه در مطبوعات و محافل دست زده اند غافل از آنکه پیامد چنین اعمال و جوسازی ها آن هم در دوره دوم مجلس و نگذشتن سالی چند ازانقلاب چه خواهد بود. امید است چنین اعمال ، بی توجه به نتایج ناروا و اسف بار آن باشد. معلوم نیست در صدر مشروطیت در دوره اول با فقهای ناظر به قوانین این نحو عمل شده باشد. در آن زمان به تدریج فقها را از مجلس بیرون راندند و به سر این ملت آن آوردند که دیدیم. من به این آقایان هشدار می دهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است . همیشه انحرافات به تدریج در یک رژیم واردمی شود و در آخر، رژیمی را ساقط می نماید. لازم است همه به طور اکید به مصالح اسلام و مسلمین توجه کنیم و به قوانین ، هر چند مخالف نظر و سلیقه شخصی مان باشد احترام بگذاریم و به این جمهوری نوپا که مورد هجوم قدرت ها و ابرقدرت هاست وفادار باشیم.

(صحیفه امام ج۱۷ص۴۳۱)

*شورای نگهبان حافظ احکام مقدس اسلام و قانون اساسی است

شورای نگهبان، موردتایید اینجانب می‌باشند شورای محترم نگهبان ، که حافظ احکام مقدس اسلام و قانون اساسی هستند، موردتایید اینجانب می باشند. و وظیفه آنان بسیار مقدس و مهم است . و باید با قاطعیت به وظایف خود عمل نمایند. البته توجه به اهمیت حفظ نظام جمهوری دارند که با آن هیچ حکم و امری مزاحمت نمی کند و برای حفظ آن از هیچ کوششی نباید مضایقه کرد ومعلوم است آقایان با تعهدی که دارند تحت تاثیر هیچ جوی واقع نمی شوند. ان شاءالله موید باشند.

(صحیفه امام ج۱۹ص۱۵۵)

*نهاد شورای نگهبان به هیچ وجه تضعیف نشده و نخواهد شد

ولایت فقیه و حکم حکومتی از احکام اولیه است. نهاد شورای نگهبان همیشه موردتایید اینجانب است و به هیچ وجه تضعیف نشده و نخواهد شد. این نهاد باید همیشه بابیداری و هوشیاری در خدمت به اسلام و مسلمین کوشا باشد.

(صحیفه امام ج۲۰ص۴۵۷)

جایگاه ولایت فقیه در دولت اصلاحات چگونه است؟روی‌هم‌رفته از دید اصلاح‌طلبان،  "ولایت فقیه" یک مقام ال

ولایت فقیه، قانونی یا فراقانونی

جایگاه ولایت فقیه در دولت اصلاحات چگونه است؟

در حال حاضر افراد شاخص اصلاح‌طلب، در جایگاه فعالان یکی از جریان‌های سیاسی موجود در کشور، با در نظر گرفتن حساسیت موجود پیرامون "ولایت فقیه"، همواره سعی داشته اند که با اعلام اعتقاد به "ولایت فقیه" ضمن اثبات برخورداری از لیاقت حضور در عرصه سیاسی کشور، پایبندی خود به قانون اساسی را اعلام کنند.

 روز ۲۴ خرداد امسال، انتخابات یازدهمین دوره ریاست‌جمهوری و همز‌مان انتخابات چهارمین دوره شورای اسلامی شهروروستا در سراسر کشور برگزار می‌شود.

موضوع مشارکت گسترده ملت در این آوردگاه، امری اساسی است که برگزاری قدرتمندانه و موفق آن برای هر ایرانی مسلمان، می‌تواند حکم حفظ آبرو و تحقق خواسته‌های اساسی را داشته باشد؛ ضمن آنکه اقلیت‌های دینی هم در این بین امکان رأی داشته و حقوق محفوظی دارند.

شاخص‌ اصلی جمهوری اسلامی

حکومت کشور ما که نظامی مبتنی بر اصول اسلامی، رأی مردم و دموکراسی حقیقی است، دارای شاخصه‌هایی مهم، مطابق با فرهنگ و ارزش‌های مذهبی و بومی است.

اصل مترقی "ولایت مطلقه فقیه" برجسته‌ترین خصوصیت و رأس هرم حاکمیتی نظام "جمهوری اسلامی ایران" است.

"ولایت فقیه" جوهره اسلامی بودن نظام سیاسی جمهوری اسلامی است. "ولایت فقیه"، یادگار ارزشمند امام خمینی (ره) است. "ولایت فقیه" در جایگاه تضمین جهت تداوم انقلاب اسلامی است که اعتقاد و التزام عملی به آن، اساسی‌ترین شرط جهت عبور از فیلترهای نظارتی و سازوکارهای شورای نگهبان است. از همین‌رو با نزدیک شدن به روز برگزاری انتخابات، جریان‌ها، افراد و گروه‌های فعال سیاسی با انواع تبلیغات و طی اظهارنظرهای مختلف، برداشت موردنظر خود از این اصل مهم را به رأی‌دهندگان عرضه می کنند. برآیند چنین تبلیغاتی آن است که سیاسیون درنظر دارند خود را معتقد به اصل ۱۱۰ قانون اساسی کشور و واجد التزام عملی به آن معرفی کنند.

البته درستی یا نادرستی این ادعا با عنایت به بعضی تفکرات موجود میان سیاسیون، سابقه عملکرد آنها در عرصه مدیریت اجرایی و قانون‌گذاری کشور و همچنین اظهارنظرهای فعلی آنها، قابل بررسی است.

اصلاح‌طلبان و ولایت فقیه

در حال حاضر افراد شاخص اصلاح‌طلب، در جایگاه فعالان یکی از جریان‌های سیاسی موجود در کشور، با در نظر گرفتن حساسیت موجود پیرامون "ولایت فقیه"، همواره سعی داشته اند که با اعلام اعتقاد به "ولایت فقیه" ضمن اثبات برخورداری از لیاقت حضور در عرصه سیاسی کشور، پایبندی خود به قانون اساسی را اعلام کنند. در این میان بد نیست به جستاری هرچند کوتاه بر جنس اعتقاد و نوع تفکر آنها پیرامون حکومت و اصل مترقی "ولایت مطلقه فقیه"  بپردازیم.

چند نکته در باب اصلاحات

از جمله سوالات موجود درباره اصلاحات می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

- نظر "اصلاح‌طلبان" درباره ارتباط میان "جایگاه حکومت" و نسبت آن با "مشروعیت مردمی" چیست؟

- برداشت اصلاح‌طلبان از اصل "ولایت‌فقیه" چگونه است؟

- آیا اصلاحات دارای ارتباط معناداری با "ولایت فقیه" است؟

* درباره موضوع مشروعیت نظام حکومتی، نظری که عموماً و گاه در فحوای کلام اصلاح‌طلبان مطرح می‌شود آن است که "مشروعیت‌حکومت" معنایی جز "قانونی‌بودن‌حکومت" ندارد! این نظر به‌معنای مردود دانستن لزوم "شرعی‌بودن‌حکومت" است.

نقطه آغاز این برداشتِ انحرافی، در قائل شدن تفکیک میان "امامت" از "ولایت" است.

قائلین به این نظر معتقدند که: "خداوند تدبیر سیاسی امت اسلام را در عصر غیبت معصوم به خود ایشان تفویض کرده است و این مردم هستند که در چارچوب ضوابط دینی حاکمیت خود را اعمال می‌نمایند. در این چارچوب فکری، مردم از جانب خداوند حاکم بر سرنوشت خویش هستند و احدی حق ندارد این حق الهی را از ایشان سلب نماید و«رأی مردم مادامی که در راستای اهداف دین باشد و با احکام شرع ناسازگاری نداشته باشد، دخیل در مشروعیت است.»(۱)

* این تفکر تا جایی ادامه می‌یابد که خانه‌نشینی حضرت علی‌علیه‌السلام را مصداق ورود مردم به عرصه ی  ایفای نقش در حکومت تلقی می کند! جالب اینجاست که اغلب درباره مشروع یا نامشروع دانستن این اِعمال نظر مردمی، ابراز عقیده نمی‌شود چرا که معلوم نیست اصلاح‌طلبان، خانه‌نشینی امیرالمومنین علیه‌السلام را امری مذموم می‌دانند یا امری صحیح!!!

اصولاً جایگاه مرجعی که باید صحت و عدم صحت تصمیم مردمی از نظر شرع را بررسی کند، در تفکر اصلاحات مشخص نیست. جایگاهی که در جمهوری اسلامی ایران، متعلق به "ولی فقیه" است.

روی‌هم‌رفته از دید اصلاح‌طلبان،  "ولایت فقیه" یک مقام الهی نیست. "ولایت‌فقیه" تداوم حکومت پیامبرصلی‌ا...علیه‌وآله‌وسلم و امامان معصوم‌ علیهم السلام نیست. " ولایت فقیه" یک مقام زمینی و تنها یکی اصل از اصول قانون اساسی است.  "ولی‌فقیه" با رأی خبرگان منتخب مردم تعیین می‌شود. این جایگاه مقامی تعریف شده در قانون می باشد که اختیاراتش منحصر به اصل ۱۱۰ است.

طبعاً چنین تفکری باعث می‌شود تا اصلاح‌طلبان الزامی در تبعیت از "ولی‌فقیه" نداشته‌باشند.

البته این رویکرد دقیقا و به وضوح نه تنها در عمل، که در کلام افراد شاخص جریان اصلاحات هم به چشم می خورد؛ آنجا که آقایان خاتمی، عارف و... صریحا اعلام کرده اند ولایت فقیه را در چارچوب قانون اساسی قبول دارند. این حرف عملا به مفهوم عدم پذیرش واقعی و عملی ولایت و کنار آمدن با آن به دلیل قانونی بودنش است.

مرگ بر اسرائیل ترجمه به 57 زبان زنده دنیا " מוות לישראל "

به مناسبت روز نکبت
روز نکبت در سرزمينهاي اشغالي 1948

سالروز اخراج ‌جمعي فلسطينيان از خانه‌هايشان توسط رژيم اسرائيل، روز نکبت


مرگ بر اسرائیل ترجمه به 57 زبان زنده دنیا

افسران - مرگ بر

اسرائیل

persian : مرگ بر اسراییل
arabic: الموت لاسرائیل
english: Death to Israel
hebrew: מוות לישראל
afrikaans: Dood aan Israel
albanian: Vdekje Izraelit
armenian: Մահ Իսրայելին
azerbaijani: İsrailə ölüm
basque: Israelen Death
belarusian: Смерць Ізраілю
bengali: ইজরায়েলের মৃত্যু
bulgarian: Смърт на Израел
catalan: Mort a Israel
chinese (simplified): 以色列去死
chinese (traditional): 以色列去死
croation: Smrt Izraelu
czech: Smrt Izraeli
danish: Død over Israel
dutch: Dood aan Israël
estonian: Surm Iisraelile
filipino: Kamatayan sa Israel
finnish: Kuolema Israelille
french: Mort à Israël
galician: Morte a Israel
georgian: სიკვდილი ისრაელის
german: Tod für Israel
greek: Θάνατος στο Ισραήλ
gujarati: ઇઝરાયેલ મૃત્યુ
haitian creole: Lanmò ak pèp Izrayèl la
hindi: इसराइल की मौत
hungarian: Halál Izrael
lcelandic: Death til Ísrael
indonesian: Kematian bagi Israel
irish: Bás ar Iosrael
italian: Morte a Israele
japanese: イスラエルの死
kannada: ಇಸ್ರೇಲ್ ಡೆತ್
korean: 이스라엘에게 죽음을
latin: Mors Israhel
latvian: Nāve uz Izraēlu
lithuanian: Mirtis į Izraelį
macedonian: Смрт за Израел
malay: Kematian kepada Israel
maltese: Mewt għall-Iżrael
norwegian: Death to Israel
polish: Śmierć Izraelowi
portuguese: Morte a Israel
romanian: Moarte Israel
russian: Смерть Израилю
serbian: Смрт Израелу
slovak: Smrť Izraelu
slovenian: Smrt v Izrael
spanish: Muerte a Israel
swahili: Kifo kwa Israeli
swedish: Död åt Israel
tamil: இஸ்ரேலுக்கு இறப்பு
telugu: ఇజ్రాయెల్ కు మరణం
thai: ตายไปยังอิสราเอล\
turkish: İsrail’e Ölüm
ukrainian: Смерть Ізраїлю
urdu: اسرائیل کی موت
vietnamese: Cái chết đến Israel
welsh: Marwolaeth i Israel
yiddish: טויט צו ישראל

افسران - مرگ بر

اسرائیل

                                            מוות לישראל

تمرين جرات ورزی: اذان بگو. اذان. در را ببند بگو الله اكبر گفتم: اگر پهلوى عمه‏ات، خاله‏ات....


تمرين جرات ورزی

آقای قرائتی می گوید: «كسى آمد گفت: آقاى قرائتى من مى‏ خواهم سخنرانى كنم، خجالتى ‏ام‏. چه كنم؟ گفتم: اذان بگو. اذان. در را ببند بگو الله اكبر. گفتم: اگر پهلوى عمه‏ات، خاله‏ات، مادرت و زنت، اگر پهلوى داخلی‏ها داد زدى بعد پهلوى همسايه ‏ها داد بزن. اول توى اتاق داد بزن بعد دلت سفت مى ‏شود، مى ‏روى توى حياط بعد مى ‏روى راه پله، بعد مى‏ روى پشت بام، يك ذره يك ذره داد مى ‏زنى. قربانش بروم امير المومنين، حديث ديدم، حضرت على چنان اذان صبح مى ‏گفت كه كل مردم كوفه صداى امير المومنين را مى ‏شنيدند. اين تمرين جرات. بابا فساد ديدى بگو. آقا گوش نمى‏دهد. بگو: در تو تمرين جرات است. اين تمرين جرئت يك ارزش انسانى است. اصلا يك عبادت است [1] .» جایی دیگر چنین می گوید:‌« بهترين دارو، تمرين است؛...حضرت امير عليه‏السلام‏ مى ‏فرمايد: از هر كارى وحشت داريد، خود را در آن بيندازيد. [2] در اينجا لازم است به پدران، مادران و اولياى مدارس تذكر دهم كه هرگاه كودكى خواست از خود ابراز وجود كند، او را سركوب نكنيد و به او ميدان بدهيد؛ حتى اگر كار ناقصى انجام داد، روحيه او را نشكنيد؛ زيرا سرچشمه بسيارى از خجالتها، ناشى از تحقيرهاى زمان كودكى است؛ همان‏ گونه كه ريشه بسيارى از جرأتها، تشويقهاى ‏دوران كودكى است. ترس يكى از مسائل روحى و روانى است كه سرچشمه و زمينه منكرات زيادى مى ‏شود. چه بسيار دروغ ها، فرار از جبهه‏ ها، كتمان ها، توجيهات ناروا، اقرارهاى ناروا و گواهى ‏هاى به‏ ناحق كه از ترس ريشه می ‏گيرد. ترس از جمله حالاتى است كه‏ امام سجاد (ع) در سحرهاى ماه رمضان از خطر آن به خدا پناه مى برد. اگر ترس سران كشورهاى اسلامى از ابرقدرت ها نبود، امروز مسلمانان چنين تحقير نمى ‏شدند يا همان گونه كه اگر شجاعت‏ امام خمينى (ره) نبود، ايران به اين عزت نمى ‏رسيد. حضرت على (ع) در نهج ‏البلاغه به افراد بى ‏حال و ترسو سخت‏ ترين تعبيرات را نثار مى‏ كند.گاهى مى ‏فرمايد: اراكم اشباحاً بلا ارواح ؛ اى لاشه ‏هاى بى روح! گاهى مى ‏فرمايد: يا اشباه الرجال و لا رجال ؛ اى كسانى كه قيافه مرد داريد، ولى مرد نيستيد!
در جايى ديگر مى ‏فرمايد: با افراد ترسو مشورت نكن!
و در جاى ديگر نيز مى ‏فرمايد: با زن مشورت نكن؛ زيرا كه رأى آنها انسان را متزلزل مى ‏كند.
ناگفته پيداست كه اين بيان حضرت على عليه ‏السلام، شامل مردان نيز مى‏ شود؛ يعنى با هركسى كه تو را از قاطعيت و جرأت باز مى ‏دارد و در تو روحيه ترس و يأس مى ‏دَمَد، مشورت نكن! ولى در جاى ديگر مى ‏فرمايد: اگر از زنى تجربه ارشاد و تعقل و كمال دارى، با او مشورت كن! به هر حال، داشتن روحيه و غيرت دينى، شرط اول امر به معروف و نهى از منكر است. [3]
پی نوشت :

1 . برنامه درسهايى از قرآن سال 71،ص9.
2 . اذا هبت امراً فقع فيه/ بحار 71/ ص 362
3 . امر به معروف و نهى از منكر، ص: 28

جمهور چیست و انواع جمهوری در جهان و بهترین آن جمهوری اسلامی ایران است.

جمهور چیست و انواع جمهوری در جهان و بهترین آن جمهوری اسلامی ایران است.
جُمهوری
 نوعی حکومت است که در آن مسئولین حکومتی موروثی انتخاب نشوند، ریاست کشور با رای مستقیم یا غیر مستقیم مردم برگزیده شده و دوران تصدی او محدود باشد. تاکید اصلی مفهوم جمهوری بر عدم وجود منسبی دائمی برای شخص اول مملکت است. جمهوری از نظر مفهوم واژه بیش‌تر درجاتی از مردم‌سالاری را نیز در بر دارد.

به تعریف کلی، جمهوری شیوه حکومتی است که بر پایه مردم‌سالاری (دموکراسی) یا غیر دموکراسی، مردم آن، حق حاکمیت بر سرنوشت اجتماعی خودشان را به‌­طور مستقیم یا غیرمستقیم از طریق زمام­دارانی که با رضایت و رأی مستقیم یا غیرمستقیم آنان به گونه‌ای که توارث در آن دخالتی نداشته باشد تعیین و آنان نیز اقتدارات معین قانونی خود را در یک مدت محدود و تحت نظارت آنان اعمال می‏‌نمایند.

انواع جمهوری
  • جمهوری اسلامی

  • جمهوری خودمختار

  • جمهوری سرمایه‌داری

  • جمهوری پارلمانی

جمهوری اسلامی

کلیپ تصویری

سرود جمهوری اسلامی ایران

دانلود 3 مگابایت

اساس پیدایش جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر نظریه ولایت فقیه است.برابر قانون اساسی ایران، «اصول حکومت جمهوری اسلامی ایران بر پایه جمهوریت و اسلامیت بنا شده‌است.

ساختار سیاسی ایران شامل اشخاص حقیقی و حقوقی زیر است. رهبر در راس هرم قدرت قرار دارد.پس از رهبر ساختار سیاسی جمهوری اسلامی بر پایه سه قوه قرار مجریه، قضائیه، مقننه‌است.

در کنار این نهادها، مجلس خبرگان، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز حضور دارند.

سرود
با کلیک بر روی

سرود جمهوری اسلامی ایران

را دانلود کنید



سرود جمهوری اسلامی ایران :

سَر زَد از اُفُق

مِهرِ خاوران

فروغِ دیده‌ٔ حق باوران

بهمن، فَرِّ ایمانِ ماست

پیامت ای امام

استقلال، آزادی، نقشِ جانِ ماست

شهیدان، پیچیده در گوش زمانْ فریادتان

پاینده مانی و جاودان

«جمهوری اسلامی ایران »





جمهوری اسلامی ایران بر پایهٔ ایمان به خدای یگانه و اختصاص حاکمیت و تشریع به او و لزوم تسلیم در برابر امر او بنا شده‌است. به واقع ماهیت حاکمیت این نظام، حاکمیت الهی، ملی، و مردمی می‌باشد.


جمهوری خودمختار

نوعی از حکومت است که در آن، یک ملت به دلایلی از جمله دور افتادگی از مرکز کشور، اختلاف فرهنگی با بقیه جمعیت کشور و یا دلایل سیاسی از جمله مبارزات استقلال طلبانه؛ اعلام خودمختاری می‌کنند. در واقع بخشی از یک کشور مستقل، خود اعلام استقلال می‌کند اما نه به طور رسمی و شناخته‌شده توسط سایر کشورها و دولت‌های مستقل.

جمهوری سرمایه‌داری


کاپیتالیسمیاسرمایه‌داری نظامی اقتصادی و مربوط به دوران مدرن است؛ که در آن بخش عمده فعالیت اقتصادی -به ویژه مالکیت و سرمایه گذاری برای تولید-دردست افراد و موسسات خصوصی (غیر دولتی)است که از طریق رقابت اقتصادی جهت کسب سود فعالیت می کنند. این سیستم اقتصادی که به اقتصاد بازار نیز مشهور است، در دوران انقلاب صنعتی (1850-1750)در اروپای غربی و آمریکا حاکم شد و به تدریج به کشورهای غیر غربی راه یافت.

فروپاشی نظام سرمایه داری

1- حرص و ولع نهادینه در سرمایه داری

از زماني كه «جک باگل» كتاب «نبرد براي روح سرمايه‌داري» را نوشت، «وال استريت» به عنوان بازار بورس آمريكا به بعد منفي اقتصاد آمريكا تبديل شد و با حرص و طمع بسيار، كنترل واشنگتن را در دست گرفت. غنايمي كه به ‌دست آورد نيز شامل كمك‌هاي اقتصادي، ورشكستگي‌ها و بيش از 7/23 تريليون دلار بدهی هاي جديد به خزانه‌داري آمريكا و فشار بر دولت و مردم اين كشور بوده است.

«نائومي كلين»، نويسنده كتاب «سرمايه‌داري فاجعه‌بار» با «مايكل مور» نويسنده كتاب «سرمايه‌داري: يك داستان عاشقانه» گفت‌وگو كرد. نتايج اين گفت‌وگو كه در مجله «نيشن» به چاپ رسيد، سرمایه‌داري را در اصل، قانوني كردن حرص و ولع اقتصادي دانست.

«مايكل مور» هشدار مي‌دهد: «سرمايه‌داري نه تنها محدوديت‌هايي بر حرص و ولع انسان اعمال نمي‌كند، بلكه در برخی مواقع به تقويت اين جنبه نيز مي‌پردازد.»

به گفته مور، اين اتفاق به اين دليل رخ مي‌دهد كه سرمايه‌داري در دست كساني است كه نگراني‌هاي‌شان تنها مسؤوليتي است كه در قبال سهامداران شان و يا جيب خودشان دارند. حرص و طمع در آمريكا قانوني شده و اين امر با اداره واشنگتن توسط وال‌استريت ميسر شده است.

طرفداران وال‌استريت به وسيله معامله سهام‌هاي كم‌ارزشي چون (AIG، FNMA، FMAC) كه هيچ ارزش اساسي فراي پشتوانه خزانه‌داري ندارند، ميلياردها دلار به دست مي‌آورند و بدین ترتیب حرص و ولع، جانشین روح سرمایه داری و وسيله تخريب آن می شود.

2- افزایش شکاف طبقاتی در آمریکا

بر پایه گزارش تحلیلی «مارکت واچ»1% آمريكايي‌ها بيش از 90 درصد ثروت آمريكا را در اختيار دارند. متوسط درآمد كارگران در سه دهه گذشته كاهش يافته، در حالي كه پاداش‌هايي كه به مديران تعلق گرفته، بيش از ده برابر شده است. آمار دولتي هم‌چنين نشان مي دهد كه در سال 2009(م)، شكاف بين ثروتمندترين و فقيرترين آمريكايي ها به بالاترين سطح خود رسيده است؛ از سوي ديگر، ركود آغاز شده در سال 2007(م)، جوانان را در خطر دوچندانی قرار داده است.

بنابراین، با در نظر داشتن ضريب جيني، نابرابري درآمدي در آمريكا به بالاترين حد خود از سال 1967(م) به بعد رسيده است. از اين نظر ايالات متحده در بين كشورهاي صنعتي غرب بالاترين نابرابري را از آن خود کرده است.

بنا به آمارها، 5% از ثروتمندترين آمريكايي ها يعني افرادي كه سالانه بيش از 180 هزار دلار درآمد دارند، در سال مالي گذشته دارايي خود را بيشتر كرده‌اند؛ در حالي كه خانواده هاي با درآمد متوسط پنجاه هزار دلار، از اين نظر شاهد كاهش درآمد نيز بوده‌اند.

«تيموتي اسميدينگ»، استاد دانشگاه ويسكانسين ـ  مديسون و كارشناس فقر ـ  بر این باور است: «نابرابري درآمدي در حال افزايش است و اگر اطلاعات مالياتي را در نظر بگيريم اوضاع وخيم تر نيز مي شود. نسبت به كشورهاي ديگر نابرابرترين توزيع درآمد را در آمريكا شاهد هستيم؛ در عين حال ثروتمندان از بيشترين امتيازات اقتصادي بهره مند مي شوند.»

«هدرمن» تحليلگر ارشد خط مشي در «بنياد هريتيج» نيز بر اين باور است كه اطلاعات آماري نشان مي دهد، خانواده هاي آمريكايي در همه سطوح، درآمد كمتري در سال 2009(م) داشته‌اند و البته آمريكاييان فقير از اين رهگذر بيشترين آسيب را متحمل شده اند.

بنا به گفته وي، مدت زمان زيادي طول مي كشد تا مردم بتوانند به اوضاع خود سر و سامان دهند.

یک گزارش جدید حکایت از تداوم افزایش فاصله و شکاف طبقاتی بین فقرا و اغنیا در ایالات متحده آمریکا در سال 2010(م)، دارد.

3- گرایش به تجزیه طلبی

شمار بسیاري از مردم آمريكا كه توان پرداخت ماليات هاي سنگين را ندارند و از تحمل بار هزينه جنگ طلبي‌هاي كاخ سفيد خسته شده‌اند، تجزيه ايالات خود را خواستارند.

خبرگزاري فرانسه میگوید، هواداران افزايش اختيارات دولت‌هاي ايالتي و حاميان تجزيه ايالات متحده در يك مورد اتفاق نظر دارند و آن اين كه «دولت فدرال آمريكا بايد دست از سر آن ها بردارد.»

متخصصاني همچون «جيسون سورنس» از دانشگاه «بوفالو» در نيويورك مي گويند ركود اقتصادي، بزرگ شدن دولت و افزايش سرسام‌آور هزينه هاي دولت فدرال، از عوامل گسترش گرايش به تجزيه در ايالات متحده است.

«توماس نيلور»، استاد بازنشسته اقتصاد و رهبر «جنبش جمهوري ورمونت» (ورمونت هم اكنون يكي از ايالات آمريكاست) گفت: «دولت آمريكا اقتدار و قدرت معنوي خود را از دست داده است.»

نيلور با بيان اين كه دولت ما تحت اداره و مالكيت وال استريت و شركت هاي آمريكايي است، تصريح كرد: «اين امپراتوري رو به افول است.» تجزيه طلبان و هواداران افزايش اختيارات ايالت‌هاي آمريكا در عرصه هاي سياسي اين كشور حضور گسترده دارند و پيشينه فعاليت هاي آن‌ها به پيش از انتخاب اوباما برمي گردد.

«كرك پاتريك سيل»، رييس مؤسسه «ميدل بري» مستقر در كاروليناي جنوبي كه درباره جدايي طلبي، تجزيه و خودمختاري مطالعه مي كند، گفت: «از سال 1865(م) تاكنون اين ميزان بي‌اعتباري قوانين فدرال بي سابقه است.» به گفته سيل، «دست كم ده ايالت آمريكا از جمله ورمونت، هاوايي، آلاسكا، تگزاس و پورتوريكو خاستگاه جريان‌هاي تجزيه طلب فعال هستند.»

4- چالش های منطقه ای فراروی آمریکا

پس از جنگ سرد، نظريه پردازان امنيتي آمريكا بر این باور بودند كه با وجود پيروزي كشورشان در جنگ، اين پيروزي دوام نخواهد داشت، زيرا چالش هاي منطقه اي به گونه اي گسترش يابنده و فراگير، ظهور يافتند. در اين ميان، برخي از نظريه پردازان افول قدرت غرب را اجتناب ناپذير مي‌دانستند، ولی محافظه كاران جديد معتقد بودند كه بايد از راه تداوم برتري اقتصادي و بهينه سازي قدرت راهبردي بر مخاطرات امنيتي غلبه كرد.

«فريد برگ آرون» از نظريه پردازان آمريكايي در بهار ۱۹۹۴ ميلادي در نشريه معتبر «علوم سياسي» اين كشور در مقاله اي با نام «آينده قدرت آمريكا» تأكيد كرده بود كه در سال هاي آينده، قدرت نسبي آمريكا در مقايسه با بسياري ديگر از كشورها، سير نزولي خواهد داشت. وي عنوان داشت كه سياست جهان گرايانه و تنگ نظرانه آمريكا با سياست يكجانبه گرايي سرسختانه آن به آميزه اي مهلك تبديل خواهد شد.

 

اوضاع کنونی آمريكا و رویارویی با چالش هاي فرا روي جهاني و منطقه اي نشان داده است كه گفته «آرون» در آن سال تا چه اندازه به واقعيت نزديك شده است؛ هرچند فروپاشي نظام دوقطبي در دهه۱۹۹۰(م)، فضايي براي حركت آزادانه و هژمون گرايي آمريكا فراهم آورد، آمريكا ساختار موازنه قدرت در نظام بين الملل را با بن بست روبه رو ساخت و ديگر كشورهاي جهان كم و بيش ناچار شدند، در برابر محدوديت هاي آمريكا، واقعيت هاي سياست قدرت را پذيرا شوند، هر چند در اين ميان كشورهاي اسلامي مبادرت به در پیش گرفتن راهبردهايي كرده اند كه بيانگر مقاومت آنان در برابر هژمونيك گرايي آمريكا به شمار می رود.

در اين ميان، افكار عمومي جهان اسلام با علم به سياست‌هاي سلطه طلبانه آمريكا و حمايت هاي بي چون و چراي كاخ سفيد از اسراييل نسبت به سياست هاي آمريكا واكنش نشان دادند. اين مسأله در كنار اهميت يافتن منطقه حساس خليج فارس و خاورميانه در عرصه سياست خارجي آمريكا، به ويژه نقش امنيت انرژي براي منافع آمريكا، زمينه رويارويي جديدي را فراهم كرد كه مبتني بر جدال فرهنگي، تمدني و ايدئولوژيك جهان اسلام در برابر آمريكا است.

5- پیروزی اسلام گرایان و کاهش سرعت روند صلح در خاورمیانه

پس از فروپاشی شوروی، صاحب نظران و استراتژیست های آمریکایی اسلام و اسلام گرایی را مهمترین تهدیدهاي نامتقارن آمریکا برشمردند تا جایی که «رابین رایت» در همان سال های اولیه فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی نوشت:

«موج جدید تجدید حیات اسلام چنان فراگیر شد که با مرگ کمونیسم، اسلام به غلط یکی از رقیبان ایدئولوژیک آینده غرب تلقی شد.»

«هانتیگتون» نیز در تئوری جنگ تمدن های خود، نبرد نهایی را بین اسلام و غرب عنوان کرد و در کنفرانسی در قبرس گفت: «مشکل ریشه ای غرب در بنیادگرایی اسلامی نیست، بلکه خود اسلام است.»

از نظر نومحافظه کاران، خاورمیانه کانون اسلام سیاسی و تهدیدهاي نامتقارن است. به تدریج این منطقه بر اثر تحلیل های کارشناسی در چهارچوب استراتژی امنیت ملی آمریکا در قرن 21 به عنوان محل اسلام مسلح و سیاسی تندرو قلمداد شده است.

به جز جمهوری اسلامی که از جمله قدرت های مهم منطقه به شمار می رود، با پیروزی اسلام‌گرایان در ترکیه و همچنین پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه، نمایشی از شکست برنامه‌های ضداسلامی آمریکا در منطقه رخ داد. این عوامل باعث شده به تدریج از سرعت روند صلح در خاورمیانه کاسته شود.

به تعبیر وزیر خارجه وقت آمریکا در سال 2007(م) «هر گونه کاهش سرعت در صلح خاورمیانه، خطرات عظیمی در پی دارد. دشمنان تصمیم به از بین بردن این شانس تاریخی دارند، نباید اجازه دهیم موفق شوند.»

با توجه به روند صلح خاورمیانه و اظهارات وزیر خارجه وقت آمریکا، خطرات عظیمی از این راه آمریکا را در بر گرفته که تهدیدهاي نامتقارن اسلام‌گرایی را علیه آمریکا، تقویت می کند.

6- شکست آمریکا در عراق

مقام‌هاي کاخ سفید عراق را به عنوان کلید خاورمیانه و راه رسیدن و سلطه بر این منطقه ارزیابی می کردند. «رایس» وزیر خارجه آمریکا در مقطع زمانی حمله به عراق نوشته بود: «یک عراق تحول یافته می تواند عنصری کلیدی در خاورمیانه باشد که آرمان ایدئولوژی های نفرت زا رشد نکند.» به همین دلیل، شکست واشنگتن در عراق نیز دومین شکست در خاورمینه پس از افغانستان شد.

«بوش»در زمان اعلام استراتژی جدید آمریکا در عراق گفت: «شکست در عراق یک فاجعه برای آمریکاست. پیامدهای شکست روشن است، اسلام گرایان تندرو و افراط گرا قدرت گرفته و نیرو جذب می کنند.»

دكتر «کیهان برزگر»، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم و تحقیقات و معاون امور بین الملل مرکز مطالعات خاورمیانه در يادداشتي كه خبر آنلاين منتشر كرد، نوشت: «خروج نیروهای رزمی آمریکا از عراق، نقطه عطفی در تحولات سیاسی ـ امنیتی این کشور به شمار می آید. با این تحول، آمریکا دیگر توان تأثیرگذاری جدی بر روندهای سیاسی ـ امنیتی و اجتماعی آینده در عراق را نخواهد داشت. دلیل اصلی شکست سیاست آمریکا به وجود تناقض در سیاست های این کشور در هدایت و رهبری یک جنگ مقدس در مبارزه با رژیم بعثی و تروریسم القاعده با توجیه برقراری دمکراسی در عراق و منطقه از یک ‌سو و شدت استفاده از ابزار سخت نظامی برای سرکوب عراقی ها در توجیه برقراری امنیت و پایان سریع جنگ از سوی دیگر بر می گردد.

این سیاست آمریکا، نوعی سرخوردگی و بی‌اعتمادی در میان گروه های سیاسی و مردم عراق پدید آورد که نتیجه آن، کاهش فزاینده نفوذ و نقش آمریکا در این کشور است.»

برای آمریکا خروج آبرومندانه و سپردن امنیت ملی عراق به دست خود عراقی ها و تشکیل یک دولت ائتلافی برای ایجاد ثبات پس از خروج کامل نیروهای آمریکایی در تابستان 2011(م) مهم است. آمریکا به این نقطه رسیده که بحران عراق به راحتی قابل حل و فصل نیست. در عین حال، عراق کشوری نیست که یک شبِ به سوی اصول دمکراتیک حکومت‌داری حرکت کند و هنوز تا آن مرحله فاصله زیادی دارد.

«اوباما» به این نتیجه رسید که توان تأثیرگذاری آمریکا در روند تحولات سیاسی عراق، روز به روز کم‌تر می شود و تداوم حضور نیروهای آمریکایی در عراق جز تحمیل هزینه های مالی و کاهش نقش و جایگاه منطقه ای آمریکا فایده ای نخواهد داشت؛ بنابراین، گویا پایان لحظه آمریکایی در عراق نزدیک است.

7- شکست طرح خاورمیانه بزرگ

چالش هاي فرا روي آمريكا در خاورميانه به‌ ویژه مشكلات حادث شده براي اين كشور از زمان اشغال عراق در اوضاع کنونی، به سمتي سوق پيدا كرده كه بسياري از كارشناسان و محققان آمريكايي اين چالش ها را آغاز افول هژموني مورد ادعاي كاخ سفيد و شكست طرح خاورميانه بزرگ تفسير مي كنند. كاخ سفيد نيز مي كوشيد با فضاي به وجود آمده پس از بحران عراق و اعمال فشار و تهديد نسبت به كشورهاي عربي و اسلامي ضمن كاهش حجم كمك ها به ملت فلسطين، هژموني رژيم تل آويو را بر منطقه محقق سازد و از اين راه ضمن افزايش امنيت براي اسراييل، عمق راهبردي خود را نيز در منطقه تقويت كند و از انرژي به عنوان ابزاري براي كنترل و تحت فشار قرار دادن رقباي بين المللي بهره گيرد. به طور قطع يكي از اهداف كلان ايالات متحده در قالب طرح خاورميانه بزرگ، حاكميت و سلطه اسراييل بر منطقه بوده و هست.

طرح خاورميانه بزرگ، زمينه هاي حضور نظامي و سياسي بيش‌تر آمريكا را در اين منطقه فراهم كرده و تلاش مي كند، زمينه ساز پيشبرد رژيم اسراييل و تضمين كننده بقاي اين رژيم باشد. به هر صورت، مهندسي جديد خاورميانه كه از سوي آمريكا دنبال مي شود با مشكلاتي كه پيش روي خود دارد، نه تنها اهداف اوليه و ثانويه خود را محقق نساخته بلكه با مشكلات حادتري از جمله در عراق و مخالفت هاي رو به افزايش داخلي و خارجي روبه رو شده است. شكست راهبرد آمريكا در عراق، به طور قطع، نه تنها آغاز تدريجي خروج نيروهاي نظامي آمريكا را از اين كشور تسريع خواهد كرد، بلكه هژموني مورد نظر ايالات متحده را نيز شكننده تر از گذشته نمايان خواهد ساخت.

8- شکست استراتژی نظامی و حمله پیش دستانه

یکی از پایه های اصلی واشنگتن برای تغییر و دگرگونی خاورمیانه، استراتژی نظامی و حمله پیش دستانه بود. تجربه جنگ در افغانستان و عراق نشان داد که این استراتژی در جنگ نامتقارن کارآیی چندانی ندارد. بر همین اساس از نظر مقام‌ها و استراتژیست های آمریکایی، استراتژی نظامی برای تغییر و تحول منطقه خاورمیانه و حمله پیش دستانه شکست خورده و تکیه بر ابزار نظامی را یک اشتباه استراتژیک تلقی کردند؛ برای نمونه، «ریچارد هاوس» گفت: «همان گونه که آمریکا با صرف هزینه های سنگین در عراق و اسرايیل در لبنان آموخته، نیروهای نظامی، نوشداروی مطمئني نیست، این گزینه در برابر شبه نظامیان، سلاحی کُند و غیر مؤثر است.»

استعفا و کناره گیری «رامسفلد»، وزیر جنگ آمریکا و یکی از طراحان استراتژی حمله پیش‌دستانه حاصل شکست استراتژی نظامی در منطقه بود. این امر موجب شد تا به تدریج این اندیشه در میان نظامیان و استراتژیست های آمریکایی پدید آید که بر حسب شرایط جدید جهانی و شکل و نوع تهدیدها به ویژه با توجه به شکست و ناکامی این کشور در عراق، افغانستان و لبنان، ساختار نظامی خود را متحول سازد.

9- شکست موج چهارم دمکراسی در خاورمیانه

یکی از اهداف آمریکا در تهاجم به خاورمیانه، دمکراسی سازی بود. هر چند این اندیشه سابقه زیادی دارد، فروپاشی شوروی موجب قدرت بخشیدن به آن شد تا متفکران متعددی به آن بپردازند و حتی زور برای تحمیل دمکراسی امری جایز شمرده شود.

با این حال، ارزیابی تحولات منطقه در سال های اخیر نشان می دهد که دمکراسی بستری برای پیروزی و مطرح شدن اسلامگرایان شده و حتی در کشور سکولار ترکیه قدرت به دستان اسلام‌گرایان می افتد؛ بنابراین، سیاست مهار اسلام گرایان نتیجه عکس داشته و به قدرت یابی آنها انجامیده است. آن گونه که ریچارد هاوس، ريیس شورای روابط خارجی وقت آمریکا اشتباه دوم آمریکا را در منطقه، حساب کردن روی ظهور دمکراسی برای آرام کردن منطقه دانست.

10- شکست مبارزه با تروریسم

پس از 11 سپتامبر، مبارزه با تروریسم به عنوان یکی از اهداف سیاست های آمریکا اعلام شد. بررسی دیدگاه های بیش از صد نفر از کارشناسان ارشد سیاست خارجی آمریکا چه از طیف جمهوری‌خواه و چه دمکرات، نشان داد نزدیک 80% شرکت کنندگان در «کارنامه تروریسم» در دولت ایالات متحده مشغول به کار بوده اند که از این مقدار بیش‌ از نصف آن ها در قوه مجریه، یک سوم در ارتش و 17% در جامعه جاسوسی فعالیت داشته اند. 84% از کارشناسان، کارنامه تروریسم آمریکا را در جنگ علیه تروریسم، موفق ندانسته اند. 86% این کارشناسان جهانی را به تصویر کشیده اند که به طور فزاینده ای برای مردم آمریکا خطرناک تر می شود.

به طور کلی، آن ها اتفاق نظر دارند که دولت ایالات متحده در تلاش های امنیت داخلی خود بی کفایت است.

11- ناکارآمدی ارتش آمریکا

قدرت نظامی آمریکا، بزرگترین تکیه گاه این کشور برای تقویت و حفظ ابرقدرتی آن در جهان به شمار می رود. افزایش بودجه نظامی آمریکا پس از 11 سپتامبر 2001(م)، بیانگر قدرت نظامی در راهبرد جهانی آمریکاست. 145 هزار نیروی نظامی آمریکا در عراق با تمام تجهیزات پیشرفته قادر نیست با 1% از جمعیت عراق که در تقابل با ارتش آمریکا است، مبارزه نماید.

تلفات روزافزون این کشور در عراق و شیوع بیماری های روانی در میان ارتش مستقر در این کشور و فرار سربازان آمریکایی بیان‌گر ناتوانی ارتش آمریکا در مهار امنیتی است. عقب نشینی ارتش آمریکا از شمال و جنوب افغانستان و سپردن امنیت این مناطق به ناتو و ناکافی دانستن سربازان آمریکایی در عراق توسط بوش مصادیق روشنی از شکست ارتش آمریکا در برابر نیروهای نامتقارن در منطقه است.

گزارش «بیکر ـ همیلتون» نشان داد که ارتش آمریکا در جنگ با تروریسم شکست خورده است.

12- شکست اطلاعاتی کاخ سفید

حادثه یازده سپتامبر، برآورد نادرست سازمان اطلاعات آمریکا برای تهاجم به خاورمیانه و پیروزی حزب الله در جنگ 33 روزه و هم‌چنین شکست سناریوی براندازانه در ایران همگی مصداق شکست اطلاعاتی آمریکاست. مدت ها از اعتراف بیشتر سیاستمداران و صاحب نظران آمریکایی مبنی بر شکست خود در نبرد اطلاعاتی در خاورمیانه می گذرد که به جابه جایی مسئولان سازمان سیا و مراکز اطلاعات ملی آمریکا پیامدهای این شکست است. در این باره، «برژینسکی» مشاور امنیت ملی اسبق آمریکا، برآورد نادرست امنیتی از عراق قبل از جنگ را بزرگترین افتضاح در تاریخ سازمان های اطلاعاتی آمریکا یادآوری کرده است.

13- افزایش نفوذ و قدرت در ایران

تضعیف و نابودی جمهوری اسلامی ایران از جمله اهداف آمریکاست؛ امری که روند تحولات منطقه ای و جهانی نشان از شکست آن دارد چرا که حتی ارزیابی مقام‌هاي آمریکایی این است که جمهوری اسلامی ایران قدرت و نفوذ بی بدیلی در منطقه پیدا کرده است. این فرآیند انتقاداتی را به سیاست های دولت های وقت آمریکا در پی داشته است. چنان چه «آلبرایت» وزیر خارجه سابق آمریکا در اعتراض به سیاست های بوش گفت:

«ایران به خاطر تهاجم آمریکا به عراق قدرتمندتر شده و این بیش‌تر یک فاجعه است تا یک راهبرد که ريیس جمهور آمریکا، مطرح کرده است.»

14- از دست دادن مدیریت بحران

گزارش های مراکز راهبردی و مطالعاتی آمریکا نشان داد که اوضاع منطقه از کنترل کاخ سفید خارج شده و آمریکا به تنهایی قادر به حل مشکلات ناشی از تغییرات در خاورمیانه نیست. هر چند در سال های گذشته برای برون رفت از این وضعیت، نخست یک جانبه گرایی در تحولات عراق و مسأله هسته ای ایران و سایر بحران های منطقه ای از جمله سوریه و لبنان را کنار گذاشت و به کشورهایی چون فرانسه و آلمان متوسل شد و یا در افغانستان با عقب نشینی از مناطق جنوبی و شمالی جای خود را به نیروهای ناتو بخشید؛ در برخورد با روسیه فرانسه را با خود همراه ساخت و در خلع سلاح حزب الله لبنان از دخالت مستقیم پرهیز کرد، رویداد اخیر که به انحلال کابینه «حریری» در لبنان انجامید، نشان داده شد تمامي این سیاست ها، نتوانسته مدیریت بحران را به کاخ سفید بازگرداند؛ همان گونه که در سال های گذشته گزارش 142 صفحه ای بیکر ـ همیلتون قاطعانه اعلام کرد در صورتی آمریکا می تواند بحران خاورمیانه را مدیریت کند که به کشورهای ایران و سوریه متوسل شود.

15- شکل گیری خاورمیانه اسلامی

همه تلاش آمریکا از هجوم سخت افزاری و نرم افزاری به خاورمیانه تغییر فرهنگ سیاسی منطقه و حاکم کردن لیبرال دمکراسی بود، ولی اینک اسلام به عنوان ایدئولوژی مطرح در خارومیانه قدرت را در دست گرفته است. ناسیونالیسم غربی و لیبرال دمکراسی هیچ جایگاهی در جوامع اسلامی خاورمیانه نخواهد داشت، همان گونه که «گراهام فولر» در مقاله «آینده اسلام سیاسی» نوشت:

«اسلام تنها آلترناتیو منطقه است و سیاست های غرب و آمریکا مانع از روند رو به پیشرفت آن نخواهد شد، بلکه سیاست های خاورمیانه ای بوش موجب تسریع و شتاب آن نیز گردید.»

روند تحولات منطقه، نشان از فرآیند رو به رشد اسلام گرایان است که غرب گرایان را به کناری می زنند.

16-  آمار تکان دهنده وضعیت دختران آمریکا

در حالی که مسأله‌ عفاف و حجاب دختران و زنان مسلمان، به ویژه در جمهوری اسلامی ایران به یکی از معضلات اصلی، سیاسی و به دنبال آن از اهداف اصلی حمله‌ها و تهاجم‌هاي فرهنگی لشکریان جنگ نرم آمریکا تبدیل شده و مقام‌هاي سیاسی آمریکا به رغم غوطه‌وری در مرداب مشکلات اقتصادی و انزوای سیاسی خود، دايم نگرانی خود را از وضعیت دختران و زنان در ایران اسلامی اعلام می‌کنند، وضعیت دختران و نوجوانان آمریکایی، در ابعاد متفاوت روحی، روانی، ناامیدی، ناامنی ... و به ویژه در مسايل جنسی، بسیار اسف‌بار است! بنا بر آمار رسمی گزارش شده، نزدیک به نیمی (46٪) از کل دختران بین 15 تا 19 ساله‌ آمریکایی، دارای سابقه‌ی روابط جنسی هستند و این در حالی است که قوانین ازدواج در اسلام برای زیر هجده سال را با شعار «کودک آزاری» مورد تنقید قرار می‌دهند! و حال آن که بدیهی است با توجه به شرایط اجتماعی، اقتصادی و ... ، حتی اگر فرهنگ ازدواج در سنین نوجوانی در ایران همگانی شود، باز ممکن نیست که نیمی از دختران 15 تا 19 ساله ازدواج کنند. در میان دختران 15 ساله‌ و مجرد آمریکایی، فقط 13٪ رابطه‌ جنسی را تجربه نکرده‌اند! یعنی 87٪ آنان بدون ازدواج از سابقه رابطه‌ی جنسی برخوردارند و تا سن 19 سالگی فقط از هر 10 نفر، 3 نفر فاقد چنین رابطه‌ای هستند! و البته این رقم طبق گزارشات رسمی است که همیشه کمتر از واقعیت بیرونی است.

حداکثر سن تجربه‌ رابطه‌ جنسی دختران آمریکایی، 17 سالگی است، در حالی که حداقل سن ازدواج آن‌ها 20 سالگی است و این بدان معناست که این عده در معرض حاملگی‌های زودرس و ابتلا به بیماری‌های مقاربتی که شاید یک دهه به طول انجامد هستند.

بنا بر آمار رسمی در سال 2006(م) تعداد 420.200 سقط جنین توسط مادران 15 تا 19 ساله به ثبت رسیده است و سن به پایان رساندن دوران بارداری زنان 15 تا 19 ساله در این سال به 27٪ تنزل پیدا کرده است. با توجه به این که از هر 10 نوجوان فقط 6 نفر به هنگام سقط جنین با بزرگتر خود مشورت کرده و تحت نظر آن‌ها نوزاد خود را سقط می‌کنند، دولت آمریکا تصمیم دارد تا پایان سال 2010(م)، حضور و همراهی یکی از والدین برای سقط جنین را در 38 ایالت اجباری کند.

17-  هماهنگ نبودن هنر و سياست‌هاي آمريكا

هنر و سياست‌هاي واشنگتن، هميشه با هم هماهنگ نيستند. حتي در اوج موفقيت سياست فرهنگي آمريكا در سال‌هاي دهه 1950(م)، تلاش‌هاي اين دولت براي ترويج هنر آمريكايي در خارج از كشور گرفتار بحث‌هاي داخلي شده است. بنا بر اظهارات «مايكل ال.كرن»، نويسنده كتاب «ريزش پناهگاه‌هاي روح بشري: هنر آمريكايي و جنگ سرد»، وزارت امور خارجه تورهاي بين‌المللي دو نمايشگاه را به خاطر اتهام به كمونيستي بودن برخي از هنرمندان و يا داشتن تفكرات كمونيستي، لغو كرده است.

يكي از این هنرمندان «جودي ورتين»، متولد آرژانتين و ساكن بروكلين است، وي پس از خلق يك اثر هنري در سال 2005(م) در مكزيك، مورد تهديد گروه‌هاي ضد مهاجرت قرار گرفت، وي در اثرش كفش‌هاي كتاني كشيده بود و آن‌ها را به مردم ساكن تيجانوي مكزيك، تعميم داده بود كه قصد عبور از مرزها به سمت ايالات متحده را داشتند. هر خانواده مجهز به قطب‌نما، چراغ قوه، مسكن‌هاي آرام‌بخش و كفش‌هايي بودند كه نقشه ناحيه‌هاي مرزي روي كف آن حك شده بود، به باور خانم ورتين، نيروي هوشمند يك ايده فوق‌العاده است. وي افزود: «به نظر من براي هنرمندان آمريكايي بسيار مهم است كه به خارج از كشور سفر كنند تا عقيده متفاوتي نسبت به دنيا كسب كنند، اين به واقع يك امر حياتي است.»

«پاول فيفر»، هنرمند ديگري كه در خارج از كشور روي آثارش كار مي‌كند، معتقد است اين تصور قابل تغيير است ولی به شرط اين كه اين هنرمندان از آزادي كافي برخوردار باشند.

وي ادامه داد: «بهترين آثار هنري نبايد ضرورتاً به شيوه‌اي طراحي شوند كه آقايان در وزارت امور خارجه تصور مي‌كنند.» فيفر با اشاره به تجربه كاري خود در خارج از كشور يادآور شد: «متقاعد كردن افرادي كه براي خود كار مي‌كنند و نه براي دولت آمريكا خالي از اهميت نيست، همان‌ گونه كه «فولرايت» در فيليپين بارها و بارها به مردم گفته است كه مقام رسمي دولت آمريكا نيست و تنها براي مردم كار مي‌كند تا بتوانند به صداقت واقعي و گفت‌وگوهاي دوجانبه اعتماد كنند.»

18- انحطاط فرهنگی

فرهنگ آمریکا بی‌هیچ متولی درگیر و دار شناخت بين واقعيت و خيال محكوم به مرگ است. چرا که به گفته یک نویسنده آمریکایی، توان شناخت واقعیت از خیال را از دست داده است. بر این مبنا فرهنگ آمریکایی نیازمند کنش‌گرانی است که آن را از وضعيت كودكي محتوم خويش خارج سازند. وضعيتي كه شايعه‌هاي خاله زنكي و پوچ، به جاي اخبار و اطلاعات به خورد مردم داده مي‌شود.

فرهنگ فرو رفتن در توهم و خيال و هم‌چنين فرهنگ سلبريتي كه در اطراف آن رشد و نمو كرده، دست به دست هم داده اند و پوچي وحشتناكي نصيب جامعه كرده اند؛ اين گونه است كه اكنون فرهنگ آمریکا از يك فرهنگ توليدي به يك فرهنگ مصرفي تبديل شده است. در واقع خصلت «صنعتي شدن» به فرد فرد جامعه آمریکایی نيز تعميم داده شده است. در این فرآیند حتی فساد به مختصات تجارت آمیخته می شود و سکس به یک مزیت اقتصادی بدل می شود. توليدكنندگان محصولات پورنو هم مي دانند كه سن مشتريانشان به طور فزاينده اي در حال کاهش است، امّا سود و تجارت است که این فرآیند تولید را توجیه می کند.

19- افزایش فساد در آمریکا

هر سال در آمريكا سیزده هزار فيلم پورنو توليد مي شود. بر پايه گزارش (Internet filter review)، عايدي جهاني پورنو شامل اتاق هاي پخش فيلم در هتل ها، كلوب هاي سكس و صنعت رو به گسترش سكس الكترونيك، 97 ميليارد دلار در سال 2006(م) بوده است. اين عايدي، با درآمد شركت هاي پيش‌رو در امر فن آوري مثل «مايكروسافت»، «گوگل»، «آمازون»، «اي بي»، «ياهو»، «اپل»، «نت فليكس» و «ارث لينك» برابري مي كند. فروش سالانه در آمريكا نزدیک 10 ميليارد دلار يا حتي بالاتر تخمين زده مي شود. هيچ ارگان يا نهادي در امر كنترل و مونيتورينگ صنعت پورنو وجود ندارد؛ برای نمونه، «جنرال موتورز»، صاحب (Direct TV) است كه هر ماه 40 ميليون تصوير پورنو روانه خانه آمريكايي ها مي كند (At& T Broadband) و (Comcast Cable) هم اكنون به خاطر وجود «شبكه داغ» (سكسي) سرويس‌هاي سرگرمي و سرويس (pay per view) مخصوص بزرگ‌سالان، بزرگترين شركت خدمات دهي پورنو در آمريكاست؛ At &) و جنرال موتورز) نزديك به 80 درصد دلارهاي صرف شده توسط كاربران و مصرفت كنندگان صنعت پورنو را پارو مي كنند.

به گزارش «ایونا»، بنابر تحقیقاتی که وزارت دادگستری آمریکا درباره روسپی گری، فساد و فحشا انجام داده، دریافته است که این عمل تجارتی رایج و پرسود است که درآمد و سرمایه آن به 8 میلیارد دلار می رسد و با دیگر سازمان های تبه کاری در ارتباط می باشد. این تجارت اشکال گوناگونی را در بر می گیرد از چاپ کتاب های مستهجن گرفته تا مجلات، نوارهای ویدیویی، شبکه‌های ماهواره ای و اینترنت.

 

بنا بر آمار سازمان اطلاعات آمریکا (FBI) روسپی گری سومین درآمد سازمان های تبهکاری بعد از قاچاق مواد مخدر و قمار است و تقریباً به وسيله مجلات و فیلم های مستهجن 85% این درآمد را کسب می کنند.

در عصر کنونی، دست کم 900 سینما مختص به فیلم‌های مستهجن در آمریکا داير است و بیش از 1500 کتاب‌فروشی، کلوپ فیلم‌ها و مجلات مبتذل را خرید و فروش می کنند و این تعداد حتی سه برابر غذاخوری های معروف مکدونالد است. مشخص است که آمریکا رتبه اول را در ساخت و تولید موارد فساد و فحشا به خود اختصاص داده است.

بر پایه آمار سال 2002(م) این کشور سالانه 159 مجله در این زمینه یعنی به تعداد 8000 جلد در سال چاپ می کند و تجارت اجاره کردن فیلم‌های مستهجن از سال 1985(م) از 75 میلیون به 665 ملیون در سال 1995(م) رسید.

صاحبان این تجارت دریافته‌اند که برخی از مردم اگر از ننگ و آبروریزی نمی ترسیدند وارد این کار شده و حتی بر پرده سینما خود را نشان می دادند، ولی با فشار حکومت تصمیم گرفتند ارسال این موارد را از راه پست انجام دهند که برخی از مردم هم که هنوز دارای فطرتی پاک بوده و کمی غیرت و ننگ در وجودشان بود آن‌ها را رد می کردند.

روانشناسی به‌ نام «ادوارد دونرستین» عنوان می کند: «کسانی که در کار فساد و فحشا هستند، دچار خشونت بیش از اندازه، توجه نداشتن به مشکلات دیگران و تجاوز به دیگران می شوند.»

برخی محققین نیز بر این باورند که دیدن این موارد باعث تقبل تجاوز بر خود و اجبار دیگران به فاحشه گری و تمایل به تجاوز به دیگران شده و در نظر آن ها این جرایم خرد و ناچیز به شمار می‌رود.

دو پژوهشگر به نام‌های «آدلف زیلمان و گنینگز برایانت» دریافتند، کسانی که به این امور پست مشغول هستند، تجاوز را جزو جرایم جنایی به شمار نیاورده و غرق در این امور شده و بدان معتاد می شوند و زشت ترین و پست ترین جنایت ها را انجام می دهند. مانند تجاوز، شکنجه تجاوز شده ها، لواط، تجاوز به کودکان و انجام همین اعمال بر جامدات، حیوانات و محارم. گروهی از افسران پلیس، تحقیقی را درباره تجاوز فردی و جمعی انجام دادند و دریافتند که فیلم های مستهجن و دیگر موارد فحشا و سکس نقش اساسی و قابل لمسي در تحریک این افراد به ارتکاب این جرایم داشته است.

20-  کاهش و افول قدرت نرم آمریکا

عملکرد آمریکا در سال های اخیر و به ویژه پس از جنگ در افغانستان و عراق موجب کاهش محبوبیت آمریکا در منطقه شد. همچنین افشا شدن شکنجه های غیرانسانی سربازان آمریکایی در گوانتانامو، ابوغریب در عراق و بعدها در افغانستان موج انتقادات علیه آمریکا را حوزه ای گسترده بخشید، به گونه ای که موجبات کاهش قدرت نرم آن را در جهان اسلام و حتی غرب ایجاد کرد.

مؤسسه مطالعاتي «رند» آمريکا در تحليلي نوشت: «آمريکا به نوعي به طرفي حرکت کرده که به نظر مي رسد، بیشتر شيعيان و سني‌ها، اکثر اعراب و اکثر فارس ها، آمريکا را دشمن خود تلقي مي کنند؛ در واقع، يکي از مواردي که طرف‌هاي درگير در آن مشترک هستند، مخالفت آن ها با آمريکاست.

«جيمز دابينز» از مقام هاي پيشين وزارت امور خارجه آمريکا و نويسنده اين تحليل، خاطرنشان مي کند: «نيروهاي آمريکايي در عراق از سوي آشوبگران سني، بعثي هاي سابق و اعضاي القاعده مورد هدف قرار مي گيرند و هيچ نشانه اي از اين نیست که دشمني آن‌ها با آمريکا در حال فروکش کردن است.»

فروپاشي حتمي است

جمهوری پارلمانی

جمهوری پارلمانی یا جمهوری مشروطه پارلمانی نوعی از حکومت جمهوری است که در آن حکومت با نظام پارلمانی عمل می‌کند. این به این معناست که بین قوه مجریه و قوه مقننه جدایی مشخصی وجود ندارد ولی بین رئیس حکومت و رئیس دولت تفاوت مشخصی وجود دارد. در عمل رئیس دولت قدرت را در اختیار دارد. جمهوری پارلمانی در مقابل جمهوری ریاستی قرار می‌گیرد که در آن قوه مجریه از قوه مقننه جداست و ریاست حکومت در اختیار رئیس قوه مجریه است.

یک حدیث عجیب از امام رضا (ع):"اگر کسی عرضه گناه کردن داشت اما گناه نمی‌کرد، آرام باش و فریب نخور"



یک حدیث عجیب از امام رضا (ع)

امام رضا (ع) در کلامی شریف و البته طولانی از امام سجاد‌ (ع) نقل می‌فرمایند: اگر دیدید کسی اهل نماز و روزه است، گناه نمی‌کند و کارهای خوب هم انجام می‌دهد، عجله نکنید و گولش را نخورید زیرا ممکن است عرضه گناه کردن نداشته باشد.

 ایشان همچنین می‌فرمایند: اگر کسی عرضه گناه کردن داشت اما گناه نمی‌کرد، آرام باش و فریب نخور. ممکن است گناهی را ترک می‌کند اما مرتکب گناه دیگری می‌شود زیرا شهوات مردم مختلف است؛ یکی شهوت مال دارد اما شهوت جنسی ندارد، یکی شهوت جنسی دارد اما حرام نمی‌خورد.

سپس می‌افزایند: اگر کسی هیچ گناهی نکرد، عجله نکن و گولش را نخور، ممکن است عقل درست و حسابی نداشته باشد.

بعد می‌فرمایند: اگر کسی عقل درست و حسابی هم داشت، فریب نخور. ببین آیا هوای نفسش مسلط بر عقلش است یا عقلش مسلط بر هوای نفس اوست؟

حضرت در انتهای بحث مثال می‌زنند و می‌فرمایند: مانند کسی که حب مقام دارد، یک دفعه‌ای با یک هوس و هوای حب مقام، کل مراتب ایمانی قبلش را نابود می‌کند.

امام علیه‌السلام در ادامه می‌فرمایند: وقتی به چنین آدمی می‌گویی «إتَّقِ الله - از خدا بترس»، ناراحت می‌شود و به غرورش برمی‌خورد. می‌گوید «به من می‌گویی با تقوا باشم؟ تا حالا کسی از من گناه ندیده.»

بعد امام (ع) می‌گویند: اینها دیگر آدم هم نمی‌شوند و دچار لعن خداوندند.

(وسائل‌الشیعه، ج ۸، ص ۳۱۷)

پیام نوروزی اوباما و پاسخ مقام معظم رهبری در سال 1392


پیام نوروزی اوباما

و

پاسخ

مقام معظم رهبری در سال

1392

دانلود کنید

5.47 مگابایت






در حالی که دولت آمریکا طی سال گذشته از هیچ تلاشی برای تشدید تحریم‌ها علیه ملت ایران دریغ نکرد، رئیس جمهور این کشور طی پیامی به مناسبت نوروز گفت که هیچ دلیلی برای جدایی ایران و آمریکا وجود ندارد.

به گزارش فارس، در حالی که دولت آمریکا و همپیمانان غربی‌اش طی سال گذشته تحریم‌های اقتصادی علیه ملت ایران را تشدید بخشیدند، "باراک اوباما"‌ رئیس جمهور آمریکا طی پیامی به مناسبت نوروز گفت که هیچ دلیلی وجود ندارد که ایران و آمریکا از یکدیگر جدا باشند.

 "باراک اوباما" رئیس جمهور آمریکا طی این پیام به مناسبت سال نوی ایرانی گفت که دو ملت با وجود تنش‌ها "مشترکات بشری" دارند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه وی در این پیام گفت: هیچ دلیلی وجود ندارد که آمریکا و ایران از یکدیگر جدا باشند.

رئیس جمهور آمریکا در ادامه مدعی شد که مردم ایران از دسترسی آزادانه اولیه به اطلاعاتی که خواستار آن هستند، منع شده‌اند.

وی افزود: برای مردم ایران، این تعطیلات در زمانی می‌آید که تنش‌ها بین دو کشور ادامه دارد. اما همانطور که مردم گرد خانواده‌هایشان جمع می‌شوند و سال نو را تبریک می‌گویند ما مشترکات بشری را که به اشتراک داریم یادآور می‌شویم.

باراک اوباما اضافه کرد: دولت ایران سیگنال‌های ماهواره‌ای را مختل می‌کند تا رادیو و تلویزیون‌ها را خاموش کند.

رئیس جمهور آمریکا افزود: اینترنت را سانسور می‌کنند تا آنچیزی را که مردم ایران می‌توانند ببینند و بگویند کنترل کنند. حکومت ایران کامپیوترها و تلفن‌های همراه را با هدف حفاظت از قدرت خود نظارت می‌کند و در هفته‌های اخیر، سختگیری‌های اینترنتی شدیدتر شده به گونه‌ای که ایرانیان نمی‌توانند آزادانه با دیگران در داخل یا خارج در ارتباط باشند. فناوری که باید شهروندان را قدرتمند کند برای سرکوب آنها استفاده می‌شود.

آمریکا در حالی دم از آزادی اینترنت در ایران می‌زند که طرح‌های این کشور تحت عناوین PIPA و SOPA که با هدف اعمال محدودیت در اینترنت تدوین یافته‌اند، در خود آمریکا با اعتراض مواجه‌اند.

از سوی دیگر دولت آمریکا تلاش دارد با استفاده از برخی سایت‌های اجتماعی اینترنتی و سایت‌های خبری وابسته و با استفاده از تکنیک‌های خبری و خبرسازی، اقدامات علیه ایران را تشدید کند.

اوباما در ادامه سخنانش گفت که به دلیل اقداماتشان، پرده‌ای الکترونیکی در اطراف ایران کشیده شده است، سدی که مانع از جریان ‌آزاد اطلاعات و ایده‌ها در کشور می‌شود و مانع از آن می شود که باقی جهان از منافع ارتباط با مردم ایران بهره‌مند شوند.

وی ادامه داد: من می‌خواهم مردم ایران بدانند که آمریکا به دنبال گفت‌وگویی است تا دیدگاه‌های شما را بشنود و آرزوهایتان را درک کند. این دلیل آن بوده است که سفارت مجازی را تاسیس کردیم تا شما بتوانید خود آن چیزی را که ‌آمریکا می‌گوید و انجام می‌دهد را ببینید. ما از زبان فارسی در فیس‌بوک، توئیتر و گوگل پلاس استفاده کرده‌ایم.

در حالی که واشنگتن تحریم‌های شدیدی را علیه ایران اعمال کرده است، اوباما گفت که دولتش چارچوب‌های جدیدی را طراحی کرده تا فراهم کردن نرم‌افزارها و سرویس‌های که مردم ایران بتوانند راحت تر به اینترنت دسترسی پیدا کنند را آسان کند.

اوباما در اولین سال ریاست جمهوری‌اش نیز در پیامی نوروزی خواستار کنار گذاشته شدن اختلافات بین ایران و آمریکا و آغاز فصلی جدید در روابط این دو کشور شد.

اما رفتارهای آمریکا طی سال‌های ریاست‌جمهوری اوباما نشان داد که این کشور از هر فرصتی برای ضربه زدن به ملت ایران فروگذار نکرده و همواره به دنبال مداخله در امور این کشور است.